تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری الغدیر دهنو رویدر

باور نمي كنيم كه شمشيري پركينه، اقيانوسي را توان شكافتن داشته باشد. باور نمي كنيم كه ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيّت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!

شهادت جان سوز روح تاريخ، اسلام و انسان، خانه زاد ملكوت، خورشيد جهان افروز عدالت، اميرالمؤمنين؛ حضرت علي (ع) را تسليت ميگوييم.

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ...  (نداى آسمانى)

 

على عليه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به كوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حكام ايالات نيز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امكان به بسيج پرداخته و گروههاى تجهيز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.

تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نيروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و باردوگاه نخيله پيوستند، على عليه السلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمين و تهيه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را بعمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاويه و مخصوصا از نيرنگهاى عمرو عاص دل پر كينه داشتند در اين كار مهم حضرتش را يارى نمودند و بالاخره در نيمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على عليه السلام پس از ايراد يك خطابه غراء تمام سپاهيان خود را بهيجان آورده و آنها را براى حركت بسوى شام آماده نمود، ولى در اين هنگام خامه تقدير سرنوشت ديگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقيم گردانيد.

فراريان خوارج، مكه را مركز عمليات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان باسامى عبد الرحمن بن ملجم و برك بن عبد الله و عمرو بن بكر در يكى از شبها گرد هم آمده و از گذشته مسلمين صحبت ميكردند، در ضمن گفتگو باين نتيجه رسيدند كه باعث اين همه خونريزى و برادر كشى، معاويه و عمرو عاص و على عليه السلام ميباشند و اگر اين سه نفر از ميان برداشته شوند مسلمين بكلى آسوده شده و تكليف خود را معين مي ‏كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 1:15 |

السلام عليك يا اميرالمؤمنين

+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 1:11 |

ويژه دفاع مقدس/خاطرات مقام معظم رهبري از نخستين روزهاي جنگ:

گاهي براي پنجاه قبضه آر.پي.جي، يك غصه بزرگ درست مي‌شد

خبرگزاري فارس: يكي از دردهاي بزرگ سپاه در آن روز نداشتن تجهيزات بود، ولي هر بار كه اين‌ها براي دريافت امكان كوچكي مراجعه مي‌كردند، با ترشرويي مواجه مي‌شدند. فراموش نمي‌كنم كه گاهي براي تهيه پنجاه قبضه آر.پي.جي، يك غصه بزرگ درست مي‌شد.



حوادثي كه در دوران جنگ ايران و عراق رخ داد ناگفته‌هاي فراواني دارد كه بخشي از آن در سينه مسئولان بلندپايه كشور و فرماندهان جنگ‌ نهان است و اين خطر وجود دارد كه همواره ناگفته‌ بماند، همچنان كه با رحلت امام خميني و فرزندش مرحوم حاج سيداحمد خميني بسياري از حوادث انقلاب و جنگ براي هميشه ناگفته‌ ماند. در اين حال بزرگان ديگري هستند كه هنوز امكان بهره‌گيري از فيض وجودشان ميسر است. مسلماً آنچه كه در سينه اين بزرگان نهان است در دو سطح خاص و عام قابل انتشار است. شايد هنوز وقت آن نرسيده كه پاره‌اي از نكات تأثيرگذار در روند جنگ، بيان گردد، در عين حال حتي خاطرات عادي آنان براي ثبت در تاريخ ارزشمند خواهد بود. در همين زمينه مصاحبه‌اي از رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در كتاب «حماسه مقاومت (2)» توسط معاونت فرهنگي و تبليغات جنگ ستاد فرماندهي كل قوا منتشر شده است كه بخشي از آن مربوط به شرق كارون و جبهه آبادان است و به عنوان زينت‌بخش ويژه نامه دفاع مقدس خبرگزاري فارس عرضه مي‌گردد. ايشان كه به اتفاق شهيد مصطفي چمران نمايندگي امام در شوراي عالي دفاع را به عهده داشتند از همان آغاز جنگ به جنوب رفته و در استانداري خوزستان استقرار يافتند و با راه‌اندازي ستاد جنگ‌هاي نامنظم - كه مسئوليت آن را شهيد مصطفي چمران عهده‌دار بود - و به رتق و فتق امور مي‌پرداختند.

رهبر معظم انقلاب در بخشي از مصاحبه خود به روزهاي اول جنگ و هجوم ارتش عراق در حد فاصل جنوب اهواز تا آبادان پرداخته و مي‌فرمايند: «اولين


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 0:55 |
انجمن شعر کانون الغدیر رویدر که با دبیری برادر علی زینلی و حضور اعضاء فعال آن دوسالی می باشد که در این کانون فعال می باشد در جشنواره  گلدسته های سپید (شعر و قطعات ادبی آیینی)مرحله استانی که در بندر عباس برگزار می شد حضوری پررنگ داشت.آثار شاعران اقایان علی زینلی .احمد جعفری .نعمت الله فیروزی و سرکار خانم طیبه آزادپور به دبیر خانه جشنواره ارسال شده بود که امتیاز لازم در مرحله مسابقه بدست آوردند ودر پایان جشنواره خانم آزادپور رتبه سوم و اقای احمد جعفری مورد تقدیر قرار گرفتند ..لازم به توضییح می باشد این برای اولین بار می باشد که از شهر رویدر در جشنواره های شعر استانی حضور پیدا نموده اند .. 
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 0:48 |

+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 0:32 |

+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 0:30 |
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 و ساعت 18:12 |
ماه مهمانی خدا از راه رسید و مهمانان خدا با منا جاتهای خود ،خود را مهمان برکتهای این ماه نموده اند ، امام جمعه محترم بندر خمیر با اعزام روحانیون به مساجد چهارده معصوم پر(س)نیمه ،فاطمه زهرا (س)شوادان ، امام جعفر صادق (ع) رویدر ، امام سجاد (ع) بناب ،امام جعفر صادق( ع) بستویه و دیگر روستا های بخش رویدر این امکان را برای مو منین روزه دار فراهم نموده اند  که نماز را به جماعت برگزار نمایند ، از احکام شرعی خود مطلع باشند .لازم به توضیح می باشد که روحانیون اعزامی با برگزاری کلاسهای احکام و روخوانی قرآن و برگزاری مجالس سخنرانی در این ماه مبارک فضای معنوی خاصی در روستا ها به وجود آ ورده اند که از همه زحمتکشان تشکر می شود...

 

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 0:43 |
و رمضان اگر جشن نبود، حلولش را به يكديگر تبريك نمي‌گفتيم و در گرامي‌داشتش به خانه‌هاي يكديگر ميهماني نمي‌رفتيم.
خدايا! به خاطر اين ماه، به خاطر اين جشن، به خاطر قرآن، به خاطر پيامبران و امامان، به خاطر چشاندن مزه فقر و حرمان، به خاطر شب قدرت و به خاطر «خودت»، از تو متشكريم.
جشن رمضانتان مبارک
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 0:30 |
رمضان، ماه «جشن» است؛ جشن بزرگ عبادت و بندگي و جشن باشکوه شور و شيدايي؛ جشني نه از جنس شكلات و شيريني و نه از روي لهو و لودگي كه از سر اخلاص و اراده و از نوع گرسنگي و لب‌تشنگي.
و چرا جشن نباشد؛ وقتي خداوند در اين ماه نگاهي دوباره و از سر شوق به زمين مي‌اندازد و ملايكه‌اش، شيطان اين دشمنِ خونی انسان را در بند و زنجير مي‌كنند و درهاي آسمان ـ برخلاف ماه‌هاي ديگر ـ در تمام شبانه روز باز است...

و چرا جشن نباشد؛ وقتی که قرآن در آن رنگ و بويي ديگر دارد، مثل شكوفه‌هایي لطيف، كه در بهارشان به روي زمين و زمان لبخند مي‌زنند... .
 
و چرا جشن نباشد؛ وقتی که شب قدر در آن است كه شب نزول قرآن است  و شب تنزّل فرشتگان است  و شب بيعت دوباره با امام (ع) است  و شبِ نگاه به آسمان است و بهانه ما براي جشن گرفتن و شادي كردن همين بس كه با احياي اين شب، به اندازه هزار ماه عبادت خدا را كرده‌ايم... .

و چرا جشن نباشد؛ وقتی که معده‌هاي خالي و لب‌هاي تشنه برخي از ما بهتران ـ دست‌كم براي چند روزي از سال ـ آنها را به ياد گرسنگي فقيران و يتيمان و بيوه‌زنان مي‌اندازد... .

و چرا جشن نباشد؛ وقتی که گناهانمان مثل برگ پاييزي مي‌ريزد؛ اگر روزه‌دار واقعي باشيم... .
و چرا جشن نباشد؛ وقتی که خدا نه تنها بهشت و بزمش را  كه «خودش» را به روزه‌دار هدیه مي‌کند... .
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 0:28 |
ما آدم‌های خاکستری و عادی، ماه مبارك رمضان را معمولاً با گرسنگي و تشنگي مي‌شناسيم؛ علامتش هم اين كه مقياس «سخت بودن» يا «راحت بودنِ» رمضانمان به دراز بودن و كوتاه بودن روزهايمان است، و گرما و سرمايش.

كساني كه قدري كلاس بالاتري دارند ـ بالاتر از ما آدم‌هاي معمولي و متعارف ـ علاوه بر گرسنگي و تشنگي، رمضان را با محدوديت‌هايي مي‌شناسند كه بر دست و پا  و احياناً گوش و زبانشان مي‌زنند. پس آنها هم «رمضان سخت» و «رمضان راحت» دارند؛ به ميزان مصيبت‌هايي كه براي چشم بستن بر «ديدني‌هاي ويژه» كشيده‌اند و هزينه‌هايي كه براي فرار از مجلس غيبت پرداخته‌اند.
اما براي كساني كه «رمضان» را «قدر» مي‌شناسند، اين ماه يك جشن بزرگ است. پس گرسنگي و تشنگي آن، و مراقبه‌هاي مخصوص آن، نه برایشان سخت است و نه طولاني، و نه مانع شاد شدن و شاد بودن و شادي كردن... .

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 0:27 |

گفتم: خسته‌ام    

 

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله  

 

   .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

 

 

 

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای! 

 

گفت: فاذکرونی اذکرکم  

 

         .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

 

 

 

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ 

 

    گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

 

       .:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

 

 

 

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟ 

 

   گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

 

       .:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

 

 

 

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

 

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم  

 

         .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

 

 

 

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   

 

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم    

 

        .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.


+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 9:48 |
حلول ماه مبارك رمضان
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 20:4 |

 امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند

 کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که

 بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدمقبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.

 خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. خدایی چقدربا  آفریدگار خود حرف می زنیم ...نمی دانم؟.......

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 9:33 |

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 1:34 |
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 1:2 |
با حضور اعضاء کمیته اجرایی کانون الغدیر رویدر جلسه ویژه برنامه ریزی هر چه بهتر استفاده بردن از معنویات و برکات ماه مبارک رمضان برگزار شد و برنامه های ویژهایی از جمله اطعام روزه دارن، برگزاری نماز جماعت ،تشکیل کلاسهای روخوانی و روانخوانی قرآن مجید ،برگزاری کلاسهای ویژه اخلاقی واجتماعی با حضور روحانیون ویژه خانواده ها ،برگزاری مسابقات فوتبال جام رمضان ویژه نوجوانان ،برگزاری مسابقه ویژه امام علی (ع) را بشناسیم از دیگر مصوبات این جلسه بود...در پایان مقرر شد عزیزان برای غبار روبی مسجد وخانه عالم حضوری فعال داشته باشند ..
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 0:59 |
کانون فرهنگی وهنری الغدیر رویدر به همت مسئولین و اعضاء محترم امسال نیز توانست همچون سال گذشته با توجه به تلاشهای بزرگ خود در عرصه فرهنگی بخش رویدر در استان نمونه شناخته شود  ودر مراسمی که در بندر عباس با حضور امام جمعه موقت بندر عباس حضرت حجه السلام فروزانژاد و حضرت حجه السلام موسوی ریئس دبیر خانه کانونهای مساجد استان و دیگر مدعوین برگزار شد از کانون الغدیر و مدیر مسئول آن آقای هاشم زاده تجلیل شد ،که جا دارد این موفقیت بزرگ را به کلیه اعضاء کانون که با تلاشهای خود گامهای بزرگی برداشته اند تبریک گفت ،لازم به ذکر می باشد که نمایشگاه اوقات فراغت کانونهای استان نیز برگزار شده بود در حاشیه این مراسم که غرفه کانون الغدیر نظر بازدید کننده گان را به خود جلب  نموده بود.
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 0:45 |

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 0:31 |
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 0:6 |
به منا سبت هفته دولت  و گرامیداشت یاد وخاطر شهید رجایی و باهنر و تقدیر وتشکر از زحما ت دولت نهم و جناب آقای سبزواری بخشدار محترم بخش رویدر که توانسته بود در این مدت کارهایی برای شکوفایی بخش رویدر انجام دهد ، اعضاءهیئت امنا ء مسجد امام جعفر صادق(ع)دهنو به اتفاق اعضاء کانون فرهنگی وهنری الغدیر و فر ماندهی پایگاه مقاومت شهید بهشتی رویدر  به دیدار ایشان رفتند، و ضمن تقدیر و تشکر در مورد مسائل شهری و فرهنگی به بحث وبررسی پرداختند ، ودر پایان با لوح تقدیر از خدمات ایشان تجلیل بعمل آ وردند ..امید است خداوند این توان را به همه بدهد که از خدمتگذاران واقعی مردم باشیم ... 
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 23:42 |

+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 0:59 |

تاریخ ساخت این کلید به 1160 هجری قمی بازمی گردد و توسط "إلیاس بن أحمد المکی" ساخته شده است. این کلید در حال حاضر در موزه "توبکابی" در شهر استانبول ترکیه قرار دارد.


 
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 0:58 |

وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي:

دولت نهم، 100 ميليارد تومان در امور فرهنگي هزينه كرده است

خبرگزاري فارس: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: دولت نهم در طول سه سال گذشته، 100 ميليارد تومان براي امور فرهنگي كشور هزينه كرده است.

به گزارش خبرگزاري فارس از ساري، محمدحسين صفارهرندي ظهر امروز در سخنراني پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه مركز استان مازندران افزود: در سفرهاي استاني دولت حدود 800 تا يك ميليارد تومان براي تقويت و توسعه بخش‌هاي فرهنگي، هنري و مساجد استان‌ها اختصاص داده مي‌شد.
وي با اشاره به اينكه در هفته دولت مهم‌ترين اقدام زنده‌نگه داشتن ياد شهيدان رجايي و باهنر و ياران باوفايشان است، تصريح كرد: اين دو شهيد براي به پيروزي رسيدن انقلاب اسلامي تلاش‌هاي زيادي انجام دادند كه بعد از آنها سيره تعبدي آنان الگوي همه دولتمردان شد.
صفارهرندي بيان داشت: اين دو شهيد براي سازگاري اقتصادي اسلامي و فرهنگ عمومي اسلامي در كشور تلاش‌هاي زيادي انجام دادند.
وي با اشاره به اينكه دولت نهم نيز الگو قرار دادن اصول‌هاي دولت شهيدان رجايي و باهنر را در دستور كار قرار داد، گفت: نزديك‌ترين دولت بعد از انقلاب به دولت شهيد رجايي دولت نهم بوده است.
صفارهرندي اظهار داشت: گفتمان دولت نهم مهروزي به مردم بود كه در طول دوران خدمت‌ نشان داده شد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در بخش ديگري از سخنانش گفت: ممكن از گاهي مواقع از سرانگشتان، بيانات و صحبت‌هاي افراد خطاهايي سر زند كه نمي‌توان آن را در كارنامه درخشان دولت نهم وارد و آن را مخدوش كرد.
وي تصريح كرد: شهيد رجايي نخستين اقدامي كه انجام داد آموزش و مسير توسعه را بر مبناي سالم‌سازي دانشگاه قرار داد و توانست ميان حوزه و دانشگاه وحدت موفقيت‌آميز را ايجاد كند.

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 1:2 |
از خدا خواستم عادت های زشتم را ترکم دهد
خدا فرمود خودت باید آنها را رها کنی
از خدا خواستم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود لازم نیست روحش سالم است جسم همه موقت است
از خدا خواستم لااقل به من صبر عطا کند
فرمود: صبر حاصل سختی و رنج است عطا کردنی نیست آموختنی است
گفتم مرا خوشبخت کن
فرمود: نعمت از من خوشبخت شدن از تو
از خدا خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند
فرمود: رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک ترت می کند
از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه تو خودت باید رشد کنی من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم
فرمود: برای این کار من به تو ((زندگی )) داده ام
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم
خدا فرمود: اصل مطلب دستگیرت شد.
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 12:33 |

فرا رسیدن هفته دولت را بر خا دمان ملت و عزیزانی که با همت وتلاش باعث آبادانی ایران عزیز هستند تبریک عرض منماییم بخصوص جناب آقای سبزواری بخشدار محترم بخش رویدر که در جهت آبادانی و پیشرفت این شهر تلاش بسیار داشته اند...خسته نباشید خدا قوت ....

 

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 0:29 |

کشاورزی فقير از اهالی اسکاتلند فلمينگ نام داشت. يک روز، در حالی که به دنبال امرار معاش خانواده‌اش بود، از باتلاقی در آن نزديکی صدای درخواست کمک را شنيد، وسايلش را بر روی زمين انداخت و به سمت باتلاق دويد...

پسری وحشت زده که تا کمر در باتلاق فرو رفته بود، فرياد می‌زد و تلاش می‌کرد تا خودش را آزاد کند.

فارمر فلمينگ او را از مرگی تدريجی و وحشتناک نجات داد...

روز بعد، کالسکه‌ای مجلل به منزل محقر فارمر فلمينگ رسيد.

مرد اشراف‌زاده خود را به عنوان پدر پسری معرفی کرد که فارمر فلمينگ نجاتش داده بود.

اشراف زاده گفت: «می‌خواهم جبران کنم شما زندگی پسرم را نجات دادی.»

کشاورز اسکاتلندی جواب داد: «من نمی‌توانم برای کاری که انجام داده‌ام پولی بگيرم.»در همين لحظه پسر کشاورز وارد کلبه شد.

اشراف‌زاده پرسيد: «پسر شماست؟»

کشاورز با افتخار جواب داد: «بله»

- با هم معامله می‌کنيم. اجازه بدهيد او را همراه خودم ببرم تا تحصيل کند. اگر شبيه پدرش باشد، به مردی تبديل خواهد شد که تو به او افتخار خواهی کرد...

پسر فارمر فلمينگ از دانشکدة پزشکی سنت ماری در لندن فارغ التحصيل شد و همين طور ادامه داد تا در سراسر جهان به عنوان سِر الکساندر فلمينگ کاشف پنسيلين مشهور شد...

سال‌ها بعد، پسر همان اشراف‌زاده به ذات الريه مبتلا شد.

چه چيزی نجاتش داد؟ پنسيلين

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 20:44 |


Powered By
BLOGFA.COM



www.irLearn.com

!-- End WebGozar.com Counter code -->

msg.length) pos = 0 window.setTimeout("scrollMSG()",200); } scrollMSG(); JavaScript Codes