البته این گفتگو ، اولین گفتگو ، در می گن فقط هزینه ارایشگاه عروس دومیلیون تومن شده ! .
- البته حقش هم هست دیگه !؟ وقتی خرید ١۵ میلیونی کنه و هدیه نامزدیش یه
ماشین سوناتا باشه ، کمتر از این نمیشه دیگه . بابا خدا شانس بده !؟
- راستی! درسته که می گن ،دوماد فقط دو تا خونه تو شمال داره و یه خونه شیک و ویلائی
هم تو سوهانک تهران ؟
- جدا خوش بحالشون . از اول زندگی همه امکانات براشون فراهمه و غصه هیچ چیزی رو
ندارن .
مارو بگو که از همون اول زندگی غم و مصیبت و بدبختی داشتیم .
زندگی مشترک تو یه خونه کوچیک ،اونم بهمراه پدر شوهر و مادر شوهر .
بعد از ١٢ سال زندگی مشترکمون فقط یه بار تونستیم بریم مسافرت مشهد و زیارت و پابوس
آقا .
از شمال رفتن هم فقط یه رویا تو ذهنمون هست و بس . بچه هامون هیچگاه لذت یه تفریح
کوچک را نچشیدن و همش غبطه دیگران رو میخورن .
اینها بخش بسیار کوچکی از گفتگوی دو تا خانوم در اتوبوس شرکت واحد بود که بطور اتفاقی
شنیده شد .
وصف برخی زندگی های امروزی نبوده و آخرین آن نیز
نخواهد بود .
اون قدیما بهترین و اصلی ترین ملاک صلاحیت داماد برای وصلت با خانواده عروس ، نجابت و
سلامت اجتماعی بود که مد نظر قرار میگرفت و کمبود حقوق و درآمد ناچیز را با خوردن نان و
پنیری در فضای محبت آمیز زندگی بی آلایششان براحتی می پذیرفتند و به معنای واقعی
کلمه " روزی رسان" را خدا می دانستند و با " توکل" به او زندگی را در نهایت سادگی آغاز
می کردند.
بنده بنا ندارم همه شرایط حاکم بر ازدواجهای امروزی را زیر سوال ببرم ،بلکه بنا دارم نگرانی
خود را از "ارزش قرار گرفتن" برخی امور و جابجائی آنها با ارزشهای واقعی بیان نماید .
اینکه هر کس هزینه بیشتری را برای برگزاری عروسی مجلل خویش مصروف دارد و یا
جهیزیه ای گرانتر و پر هزینه تر داشته باشد و یا از دارائی و اموال بالاتری برخوردار باشد ،
دارای جایگاه اجتماعی بالاتری در نزد افکار عمومی جامعه باشد ،واقعا جای نگرانی جدی
است .
در کنار تغییر ارزشهای مورد بحث ، پیشنهاد می کنم سری هم به دادگاههای خانواده زده و
علل درخواست خیل عظیمی از طلاقها را جویا شوید ، تا از میزان و آثار مخرب تغییر و جابجائی
ارزشهای موصوف آگاهی یابید .
تبدیل عشقهای زودگذر خیابانی و مجازی به ازدواجی عجولانه و سرد شدن علائق آتشین !
عروس وداماد به یکدیگر ، عدم انجام تعهدات قبل از ازدواج توسط داماد برای تامین امکانات
مورد توافق برای زندگی مشترک ، کشف دروغ بودن شغلهای مورد ادعای داماد ، به اجرا
گذاشتن مهریه ها ، کشف ارتباطات پنهانی آقای داماد با چند خانم دیگر ، و مواردی از این
دست ، بخش اعظمی از موضوعات مطروحه در پرونده های طلاق را تشکیل میدهد .
امروزه مردم ما برای خرید جورابی ( که زمان استفاده حد اکثری از آن بسیار کوتاه است )
چندین مغازه را زیر و رو کرده و النهایه یک جفت جوراب را بر میگزینند . اما برای تشخیص
صلاحیت و "هم کفو " خواستگار دخترشان ، با دیدن برخی ظواهر وسوسه انگیز آقای داماد !
، عجولانه تصمیم گرفته و براحتی ، آینده جوانشان را تباه می کنند .
دلیل اصلی آن "غفلت از ارزشهای واقعی و ملاکهای حقیقی صلاحیت افراد برای ایجاد زندگی
مشترک" می باشد .
متاسفانه ،گاهی اوقات برخی افراد مثبت و روشنفکر و متدین جامعه نیز ناخواسته در این امر
غفلت نموده و در دام می افتند . گوئی تغییر مفاهیم ارزشهای مورد بحث ، بصورت عرف در
آمده ، و فرار از آن ، نوعی پشت پا زدن به عرف موکد جامعه تلقی می شود !!!!
نتیجه گیری :
- داشتن یک زندگی راحت و با امکانات کافی ، حق هر انسان است که نمیتوان آن
را نادیده انگاشت . پس در صورتی که شریک زندگی انسان(اعم از زن یا مرد) ضمن دارا
بودن صلاحیتهای معنوی لازم ، از حیث مادی نیز شرایط مناسبی را داشته باشد ، (به
شرط هم کفو بودن) هیچ ایرادی ندارد و اتفاقا ایده آل نیز می باشد .
- جایگزینی ارزشهای مادی به جای ارزشهای معنوی در انتخاب شریک زندگی ،
اشتباهی جبران ناپذیر است .
- برخورداری از شرایط مناسب مالی در زندگی ، الزاما خوشبختی نمی آورد . و عدم
برخورداری از شرایط مالی مناسب نیز ، ملاکی برای خوشبختی نخواهد بود .
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت
18:42 |