تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری الغدیر دهنو رویدر
TinyPic image
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 0:39 |

مباركه

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 0:34 |

یا صاحب الزمان(عج)

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 0:11 |
+ نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 23:29 |
غدیر ، کاشتن بذر ولایت در جان هاست.

غدیر ، نشان دادن خورشید به گرفتاران ظلمت هاست.

غدیر ، روز تکمیل دین و اتمام نعمت است.

غدیر ، "عید الله الاکبر" است، عید آل محمد (ص) ، عید هواداران حق و وفاداران به پیامبر.

غدیر ، عید عدالت و رهبری است ، عید انسانیت و کمال طلبی است ، عید شعله افکنی بر اندیشه هاست.

غدیر ، روز بشریت و روز "انسان" است ، غدیر ، "تداوم رسالت محمد" در "ولایت علی" است.

غدیر عید "پیمان"  و "میثاق" و "عهد" است.

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 23:9 |

غدیر ، عید ولایت است.

و ... غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از " آب حیات " و دریایی مواج از فضایل است.

"غدیر" ، روز اکمال دین و اتمام نعمت بود.

"غدیر" ، برنامه ای الهی برای حیرت زدایی از اذهان و اعمال امت ، در افقهای آینده تاریخ بود.

"غدیر" ، تداوم خط رسالت ، در جلوه "امامت " است.

پس ... "عاشورا" با "امامت" پیوند دارد ، و "غدیر" با "کربلا" پیوسته است.

اگر امت ، "غدیر" ها را پاس بدارند ، "عاشورا" های مظلومیت و کربلاهای خون و شهادت پیش نمی آید و خورشید امامت ، در محاق خلافت قرار نمی گیرد.

امت بی امام ، رمه بی چوپان است و گله بی شبان و راه بی علامت و ... شب بی چراغ ، کشتی بی ناخدا ، دشت بی چشمه ، و ... قنات خشکیده و بی آب!... رهشناس تر از "مولود کعبه" کیست؟ و قاطع تر از "ابو تراب" و پسندیده تر از "مرتضی" و والاتر از "علی" کدام است؟

علی (علیه السلام) ، "غدیر خم" را از دریای فضائلش به موج نشانده است و رسول گرامی اسلام ، دست روی چهره خوب و شایسته ای گذاشته است ، علی ، برگزیده محمد نیست ، بلکه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغگر پیام الهی نسبت به امامت اوست.

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 23:6 |

غدیر

غدیر علی ، هنوز هم چشمه ای لبریز از آب حیات و دریایی مواج از کرامتهاست.

"غدیر" ، دریایی از باور و بصیرت ، در کویر حیرت و هامون ضلالت است ، تا کام جان ها از آن سیراب شود.

"غدیر" ، یک " کتاب مبین" است.

سندی برای تداوم خط "رسالت" در جلوه "امامت"

"غدیر" ، برای تشنگان ، چشمه زلال هدایت است ، و برای ره گم کردگان ، صراطی است که به "سنت پیامبر" منتهی می شود.

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 23:1 |
واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود.
غدير تنها نام يك سرزمين نيست.
يک تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند.
غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يک سرزمين نيست.
چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد.
كوثرى است كه فنا برنمى دارد.
افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 22:58 |

 

+ نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 2:30 |

احمد مرسل، ابوالقاسم، محمد، مصطفی
آن که باشد توتيای دیده خاک پای او
چون طواف آخرین فرمود در بيت الحرام
شد روان سوی مدينه موکب والای او
هجده ذی الحجه وارد گشت در خمّ غدیر
جبرئيل آمد ز سوی خالق یکتای او
گفت: «بلّغ فی علیّ»، آنچه فرماید خدای
گرچه این فرمان بود سوز دل اعدای او
هان علی را جانشين خويش کن در این سفر
عالمی را زنده کن ز افکار روشن رای او
امر حق فرمود اجرا حضرت ختمی مآب
بود تکميل دیانت ضامن اجرای او
منبری فرمود سازند از جهاز اشتران
تا در انظار همه باشد مشخص جای او
قافله زد حلقه گرد قافله سالار خويش
تا زند چنگی به حبل عروة الوثقای او
رفت بر بالای منبر «رحمة للعالمين»
تا رسد بر گوش عالم خطبه غرّای او

دست مولا را گرفت و گفت با صوت جلی

هر که را مولا منم، باشد علی مولای او
هست بالای همه دست پسر عمم علی
جز یدالله نيست دست دیگری بالای او
او کلام الله ناطق باشد و بود از ازل
ممتلی از باده حق ساغر مينای او
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
نيست در شان کسی جز شخص بی همتای او
هر که در زیر لوايش این جهان گیرد قرار
آن جهان ساکن بود در جنت الماوای او
آن که سرپيچی کند امروز از فرمان وی
می‎برد حسرت چو بيند نعمت فردای او
تهنيت‎ها گفته شد اما پس از فوت نبی
خدعه‎ها کردند با ابن عم و زهرای او
«پيروی» کی ره برد در ساحت خلد برین
تا نباشد بر فراز نامه‎اش امضای او

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:57 |
قرآن ناطق علي عليه السلام،علي است که قرآن راقادربه معني وتفسيراست
کميل بن زياد شبی با حضرت علی علیه السلام در کوچه‎های کوفه قدم می‎زد، که صدای قرآن دلنشينی، کميل را شگفت‎زده ساخت،
صدائی را شنید که به گونه محزونی قرآن می‎خواند:
"اَمّن هُوَ قانِتٌ آناءَ اللّيل(5) ؛ «آیا آنها با ارزش می‎باشند یا آن که شب را به عبادت می‎گذراند؟»
امام علی علیه السلام که متوجه شگفت‎زدگی کميل شده بود فرمود:آیا صدای قرآن این مرد تو را به تعجب واداشته؟ در حالی که این مرد به زودی وارد جهنم می‎شود.
کميل بیشتر تعجب کرد و نمی‎دانست آن شخص کيست؟
او يکی از منحرفان خوارج بود که عقيده سالمی نداشت، و امام زمان خود را به درستی نمی‎شناخت و طعمه سياستمداران نهروان شده بود.
پس از جنگ نهروان در حالی که حضرت علی عليه السلام اشاره به جنازه‎ای می‎کرد به کميل فرمود:
این جنازه همان شخصی است که آن شب آيه "امّن هو قانتٌ آناء اللّيل" را می‎خواند
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:54 |
هرگاه قبيله اي مسلمان مي شدفوراً نبي اكرم(ص) براي آنان حاكم تعيين مي كرد.
زماني كه لشكري اعزام مي كردبراي آنان فرمانده وجانشين متعددتعيين مي نمود.
هرگاه حضرتش براي جنگ باكفاروياهمين كه به مكه تشريف مي بردندبراي خود جانشيني معين مي كردند.
بوعلي سينارحمة الله عليه مي گويد:چگونه باوركنيم خداي حكیمي كه ازمژه چشم وگودي كف پاغفلت نكرده ازرهبري مردم غافل شده؟!
مگرقرآني كه هركس مي تواندآيه اي ازآن را دستاويزاهداف خودكندبدون مفسري معصوم مانندرسول الله صلي الله عليه وآله وجانشين الهي اوقابل تكيه است؟
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:50 |
در هنگام قيامت، چهار روز را آرايش كرده نزد خداى سبحان مى‏آورند؛ چنان كه عروس را [در شب زفاف] به حجله مى‏برند. از حضرت پرسيده شد: اين ايام كدام‏اند؟ فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدير است. و روز «غدير» بين روزِ فطر و روز جمعه مثل ماه است در ميان ستارگان. آن روزى است كه حضرت ابراهيم خليل عليه السلام از آتش نجات پيدا كرد و روزه گرفت و از خدا تشكر كرد. روز غدير روزى است كه خداوند به وسيله آن دين را كامل كرد و پيامبر اكرم (ص) على عليه‏السلام را به عنوان اميرالمؤمنين معرفى كرد و فضائل وى را برشمرد و جانشين بودن وى را [از طرف خداى سبحان به همگان] اعلام كرد و به ميمنت اين روز، روزه گرفت؛ چرا كه روز كمال است و روز نااميدى شيطان و روز قبولى اعمال شيعيان و دوستداران آل محمدصلي الله عليه وآله است.»
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:46 |
غدير روز رويش گل امامت در خارستان حكومت‌هاي مادي دنياست؛ روز بشريت و انسان است؛ روزي كه رسالت محمد صلي‌الله عليه و آله با ولايت علي عليه‌السلام تكميل شد. غدير عيد ميثاق و عهد است.
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:44 |

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکين بولاية اميرالمومنين و الائمة عليهم السلام
غديريك روزنيست،يك تاريخ هميشه جاويداست*

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:41 |
با توجه به فرارسیدن هفته ولایت و گرامیداشت هر چه باشکوه  عید سعید غدیر خم با حضور اعضاء کانون در محل مسجد امام جعفر صادق (ع)جلسه ویژه ای برگزار شداین جلسه که با تلاوت چند از کلام الله مجید آغازشد ..ودر ادامه مدیر کانون ضمن تبریک عید قربان خدمت حاضرین بر اهمیت هر چه باشکوه مراسم عید غدیر خم تا کید نمودند ..ودر ادامه حاضرین پیشنهادات خود را ارائه نمودن ..وپس از بحث وبررسی برنامه های ذیل به تصویب ستاد رسید..

۱ـمراسم جشن بزرگ غدیر خم روز چهارشنبه ساعت ۶:۳۰در محل حسینیه امام جعفر صادق (ع)

۲ـ همایش بزرگ پیاده روی غدیر از مسجد امام جعفر صادق (ع) تا مسجد فاطمه الزهرا (س)

۳ـبرگزاری مسابقه بزرگ کتا بخوانی غدیر

۴ـایجاد ایستگاه صلواتی در مر کز شهر رویدر توسط پایگاه مقاومت شهید بهشتی

۵ـچراغانی معابر شهر با همکاری شورای اسلامی ،شهرداری واداره برق

۶ـ دعوت از مسئولین مرکز شهرستان ومرکز بخش

۷ـبرگزاری مسابقه نقاشی ویژه دانش آموزان ابتدایی با موضوع غدیر

۸ـ تجلیل از سادات

۹ـ برگزاری جام  چهار جانبه فوتسال

این جلسه پس از بحث وبررسی وتصویب برنامه های فوق با صلوات حاضرین خاتمه پیدا نمود...

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 23:28 |
سایت تخصصی امام حسن مجتبی  | hassanmojtaba.com

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 10:49 |
وقتی واقعیت ها,آدم را فریب بدهند چه کار می شود کرد ؟روزگاریست که حقیقت هم لباسی از دروغ بر تن کرده است و راست راست توی خیابان راه می رود عشق نشسته است کنار خیابان,کلاهی کشیده بر سر و دارد گدایی می کند و مرگ,در قالب دخترکی زیبا ,گلهای رز زرد می فروشد
 
 
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 1:18 |
کوه پرسید ز رود 


زیر این سقف کبود


راز ماندن در چیست؟ گفت : در رفتن من


کوه پرسید : ومن؟ گفت : در ماندن تو


بلبلی گفت : و من؟


خنده‌ای کرد و گفت : در غزل‌خوانی تو


آه از آن آبادی


که در آن کوه رَوَد،

 رود ، مرداب شود


و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد،


و نخواند دیگر


من و تو ، بلبل و کوه و رودیم


راز ماندن جز


در خواندنِ من ، ماندنِ تو ، رفتنِ یاران سفر

 کرده‌ی‌مان نیست ، بدان

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:58 |


 

اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .

در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

 از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي  انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

 معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :  

    خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد           كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد

   كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد              

در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند « بديع السموات و الارض است » و خود را با عنوان «فتبارك الله احسن الخالقين» به ما معرفي نموده است . واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:47 |
نماز عيد سعيد قربان در روز سه شنبه راس ساعت ۷صبح ،در محل مسجد امام جعفر صادق )ع( با حضور مردم مومن  ومتدين، به امامت حضرت حجه السلام حاج آقا ممبيني برگزار مي شود..
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:43 |
دعاي عر فه همراه با ديگر نقا ط كشور اسلامي ايران در محل مسجد امام جعفر صادق)ع( برگزار مي شود .از  علاقمندان جهت شر كت در اين مراسم معنوي دعوت بعمل مي آيد
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:39 |

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

امروز روز نهم ذیحجه روز عرفه است، روزی که زائران سپیده دم صبح راهی عرفات شدند تا در جوی مملو از ایمان، خشوع و خضوع استغفار کرده و ارکان اصلی حج را به جا آورند.

زائران در روز نهم ذیحجه، روز عرفه، آداب و رسوم و مناسک دینی خود را به جا می‌آورند و خود را برای دیگر اعمال این ایام آماده می‌کنند. روزی که صدها هزار زائر خانه خدا به عرفات رفته‌اند و در این روز بزرگ به درگاه خداوند متعال تضرع می‌کنند، روزی که آنها خواستار تقرب به درگاه احدیت هستند. روزی که خواهان بخشش گناهان و تولدی دوباره‌اند. در این روز خدا دینش را کامل کرده و نعمتش را تمام.

صحرای عرفات در 21 کیلومتری شمال مکه واقع شده و تپه کوچکی  است که حدود 250 متر از سطح دریا بالاتر و کوهها آن را احاطه کرده اند

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:36 |

اسماء الحسنی

 

      " مهدی "  امید قلب زار شیعیان است

او خواهد آمد ٬  این حقیقت  ٬ بس عیان است

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:27 |
روزی روزگاری 2 تا دوست بودن که با کشتی میرن سفر که ناگهان کشتی غرق میشه و همه میمیرن و فقط این دو تا دوست زنده میمانند وبه یک جزیره ی ناشناخته می افتند که هیچ کس اونجا زندگی نمیکرده
این دو تصمیم میگرند که هر کدام به یک طرف جزیره بروند و هر چی از خدا میخوان طلب کنند و از هم چیزی نخواهند
روز اول یکی از آنها طلب غذا میکند و روز دوم همان مرد طلب لباس وخانه میکند و همین طور به ترتیب او هر روز طلب یک چیز میکند و این در حالی است که نفر دوم چیزی ندارد
روز ها همه از پی هم میگذرند و مرد دارا هر روز چیزه نازه ای طلب میکند او حتی روزی طلب یک زن برای ازدواج میکند و فردای آن روز دوباره کشتی غرق میشود و تنها یک زن زنده میماند و با او ازدواج میکند و این در حالی است که مرد دوم هنوز چیزی ندارد
و در آخر آن مرد دارا همراه با همسرش از خدا یک کشتی نجات میخواهند تا با هم از این جزیره بروند و فردای آن روز یک کشتی حامل مسافرهایی که راه خود را گم کرده بودند پیدا میشوند و آنها سوار بر کشتی آماده ی رفتن میشن که
ناگهان صدای مثل وحی مرد را صدا میزند و میگوید :
( که ای مرد تو چطور بی تفاوت نسبت به دوستت داری میروی و میخواهی اورا در این جزیره تنها بگذاری در حالی که شما با هم همسفرو دوست بودید)
مرد مغرورانه جواب داد :
( که به من چه من و ما از اول با هم قرار گذاشتیم و این قرارمان بود که دعای هرکس که گرفت از دیگری چبزی طلب نکند حتما خدا اورا دوست نداشته که دعاهایش را مستجاب نکرده است )
باز همان صدا  با همان طنین پاسخ داد :
( چه بی فکر پاسخم را دادی که اگر میدانستی که خداوند تنها ; دعای او را مستجاب کرد و تو به این جا رسیدی دیگر چنین نمی اندیشیدی و چنین نمیگفتی )
مرد مات و مبهوت به آن صدا گفت مگر آن مرد چه دعایی کرده
صدا همچنان با همان طنیین خاص خود گفت :
( او از خدا خواست که خدایا همه دعاهای دوستم را اجابت کن تا من خرسند شوم )
 و خدا برای خرسندی بنده اش دعایش را مستجاب کرد.
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 23:33 |

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 21:59 |
لوئیز ردن , زنی  بود با لباسهای کهنه و مندرس و نگاهی مغموم وارد خوار بار فروشی محله شد و با  فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خوار بار به او بدهد به  نرمی گفت شوهرش بیمار  است و نمی تواند کار کند. و شش بچه شان بی غذا مانده اند...

جان لانک هاوس ,صاحب مغازه با بی اعتانیی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست اورا بیرون کند...

زن نیازمند در حالی که اصرا رمیگکرد گفت:"اقا شما را به خدا به محض این که بتوانم پولتان را میاورم".

مشتری دیگری که کنار پیشخون ایستاده بود, و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت :"ببین خانم چه میخواهد ,خرید این خانم با من."

خوار بار فروش با اکراه گفت:"لازم نیست,خودم میدهم.لیست خریدت کو؟"

لیست ات را بگذار روی ترازئ وبه اندازه وزنش ,هر چه خواستی ببر."

لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد,از کیفش تکه کاغذی در آورد,و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت.همه با تعجب دیدند کفه ترازوپایین رفت.

خوار بار فورشی باورش نشد.مشتری از سر رضایت خندید.

مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس د رکفه ترازو کرد.کفه ترازو برابر نشد,آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.

در این وقت ,خوار بار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی انچه نوشته شده است..

کاغذ لیست خرید نبود,دعای زن بود که نوشته شده بود:"ای خدای عزیزم,تو از نیاز من با خیری,خودت آن را براورده کن".

مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت وو متحیر  خشکش زد.

لوئیز خدا حافظی کرد و رفت.

مشتری یک اسکناس پنجاه دلاری به مغازه دار داد و گفت:"تا اخرین پنی اش می ارزید."

فقط اوست که میداند وزن دعای پاک و خالص چه قدر است...

دعا بهترین هدیده رایگانسیت که به هر کس داد, و پاداش بسیار برد

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه چهارم آذر 1387 و ساعت 14:22 |

امسال 16 ميليارد تومان كتاب به كتابخانه هاي مساجد كشور اهدا مي شود.
سيدابوالفضل هاشمي مسئول كتابخانه هاي مساجد كل كشور در همايش كتابداران كتابخانه هاي مساجداستان همدان گفت: در حال حاضر 1800 كتابخانه در كشوروجود دارد و قرار است 30 كتابخانه تخصصي و دو هزار كتابخانه باز نيز در روستاها و مساجد افتتاح شود.
وي تصريح كرد: در سال گذشته 60 ميليارد ريال كتاب عمومي به همراه 20 ميليارد ريال كتابهاي كمك آموزشي درسي به كتابخانه هاي مساجد تحويل شده و در سال جاري اين ميزان دو برابر مي شود.
هاشمي افزود: 95 هزار مكان مذهبي شامل 70 هزار مسجد و25 هزار حسينيه، فاطميه، زينبيه در كشور وجود دارد كه در اين مكانها مي توان كتابخانه هاي باز افتتاح كرد.
مسئول كتابخانه هاي مساجد كشور خاطرنشان كرد: بايد فضاي كتابخانه ها را با امكانات و تجهيزات كافي توسعه داد تا فضايي شاداب و آرام براي مطالعه فراهم شود.

 

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 22:16 |

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام خود را مطيع و رهرو مقام معظم رهبري دانست و تصريح كرد كه در موارد اختلاف نظر ميان من و مقام رهبري، قانوناً و شرعاً بايد از رهبرم اطاعت كنم.
به گزارش خبرگزاري ها، آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني ديروز در همايش ملي «30 سال انقلاب اسلامي، دستاوردها، آسيب ها و فرصت ها» در دانشگاه شريف در پاسخ به اين سؤال كه آيا با مقام معظم رهبري ارتباط دائم داريد و ميزان و نوع آن چگونه است؟ گفت: در اين كشور هيچ دو نفري را پيدا نمي كنيد كه به يكديگر نزديكتر از من و مقام معظم رهبري باشند.
هاشمي رفسنجاني در پاسخ به اين سؤال كه آيا ايشان را همچنان دوست داريد؟ گفت: خيلي! عشق من آقاي خامنه اي است.
وي ادامه داد: من با آقاي خامنه اي بيش از 50 سال است كه رفيق صميمي و يار غار هم هستيم و اسرار جدا از هم نداريم چرا كه در همه مسائل با هم مشورت مي كنيم.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: تعبيرهاي زيادي از ايشان درباره من هست كه آنها را نمي گويم. من هم به ايشان ارادت دارم. البته در مواردي هم مثل هر انسان متفكري اختلاف نظر داريم. يك بار درباره اين موضوع بحث كرديم و نتيجه اين شد كه طبيعتاً ايشان حجتي ندارد كه بخواهد نظر مرا بپذيرد، اما من نمي توانم صرفا به نظر خود عمل كنم؛ زيرا حجت دارم و قانوناً و شرعاً بايد از ايشان تبعيت كنم و اين قرار ما با ايشان است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه صراحتا رابطه خود را با حزب كارگزاران و نظرات برخي از افراد عضو اين حزب از قبيل مرعشي سخنگوي اين حزب مشخص كرده و بگوييد كه آيا پدر معنوي اين حزب هستيد؟، گفت: اتفاقاً اين را جمعي از بچه ها به اسم بسيج هم سؤال كرده بودند و خوب شد كه پرسيديد.
وي افزود: در مورد احزاب، من طرفدار تعدد احزاب هستم و هر حزبي كه قانوني باشد آن را دوست دارم و دلم مي خواهد احزاب قوي باشند تا سرنوشت كشور را برنامه ريزي و اداره كنند و از طرف ديگر پاسخگو هم باشند اما در حال حاضر چنين چيزي وجود ندارد.

 
+ نوشته شده توسط كانون در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 22:11 |


Powered By
BLOGFA.COM



www.irLearn.com

!-- End WebGozar.com Counter code -->

msg.length) pos = 0 window.setTimeout("scrollMSG()",200); } scrollMSG(); JavaScript Codes