تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری الغدیر دهنو رویدر

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد .
مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد.
پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.
پسرك گفت:"اینجا
خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند كردنش ندارم.
"برای اینكه شما را متوقف كنم ناچار ش
دم از این پاره آجر استفاده كنم ".

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد.
 در زندگی چنان با سرعت حركت نكنید كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !
 خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف می زند.
 اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب كند.

 این انتخاب خودمان است كه گوش كنیم یا نه!
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 12:18 |
2lcb91i.jpg
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت 12:16 |
از خدا خواستم عادت هاي زشت را ترکم بدهد. خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها کني.
از او در خواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد. فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است.
از او خواستم لاقل به من صبر عطا کند. فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است.عطا کردني نيست، آموختني است.
گفتم: مرا خوشبخت کن. فرمود: ((نعمت)) از من خوشبخت شدن از تو.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند فرمود: رنج از دلبستگي هاي دنيايي جدا و به من نزديک ترت مي کند.
از او خواستم روحم را رشد دهد. فرمود: نه تو خودت بايد رشد کني. من فقط شاخ و برگ اضافي ات را هرس مي کنم تا بارور شوي.
از خدا خواستم کاري کند که از زندگي لذت کامل ببرم. فرمود: براي اين کار من به تو ((زندگي)) داده ام.
از او خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم. خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد!
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 10:5 |

1)سعي كنيد بيشتر از آن كه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد. اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد فرصت هاي بي شماري براي رسيدن به اين هدف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت شما نيز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. زيرا انسان ها همواره سعي مي كنند خوبي هاي ديگران را جبران كنند.

۲) وقتي همسرتان به شما توهين مي كند، سكوت كنيد و با او مقابله به مثل نكنيد. زيرا با اين كار از بروز بسياري از بحث هاي غير ضروري جلوگيري مي كنيد. اين لحظات به سرعت سپري خواهند شد و شما مي توانيد در زمان بهتري با همسرتان درباره رفتارش صحبت كنيد.

۳) از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي تواند از بروز بسياري درگيري ها، عصبانيت ها و سرخوردگي ها جلوگيري كند. انتظار نداشته باشيد همسرتان كامل و بي نقص باشد. در ضمن هيچ گاه او را با ديگران مقايسه نكنيد.

۴) سعي كنيد نسبت به همه چيز ديدي مثبت داشته باشيد.

۵) به راه هايي فكر كنيد كه مي توانيد همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد ترغيب كنيد. اگر اين روش مؤثر نبود روش هاي ديگر را امتحان كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف به موقع مي تواند يك انگيزه قوي باشد.

۶) اهداف خود را طبقه بندي كنيد و افكار خود را بر مهم ترين هدفتان يعني داشتن يك محيط خانوادگي آرام و شاد متمركز كنيد.

۷) هيچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشويد. به جاي اين كار با او به توافق برسيد.

۸) همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنيد. در عوض سعي كنيد روشي در پيش بگيريد كه از تكرار اين اشتباهات جلوگيري كند.

وقتي شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش مي كنيد، احساسات او را جريحه دار مي كنيد و باعث آزار او مي شويد.

۹) در زمان حال زندگي كنيد. اشتباهات و وقايع تلخ گذشته را فراموش كنيد و سعي كنيد شرايط زندگي امروزتان را تغيير دهيد.

۱۰) همواره از همسرتان بپرسيد: براي اينكه زندگي ما شاد و دلپذير باشد، من چه كاري مي توانم انجام بدهم؟

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 10:0 |

ديروز يك حرف قشنگ و نكته دار ديگه از رهبر عزيزم شنيدم و اونم اين بود كه با مسجد ضرار نميتوان مردم را فريب داد.خوب حالا ماجراي اين مسجد ضرار چيه منافقين در صدر اسلام با ساختن مسجد ضرار در مقابل مسجد قبا قصد ضربه زدن به اسلام و پيامبر را داشتند. خداوند آيه اي نازل کرد که اين مسجد با هدف ضربه زدن به مسلمانان و ايجاد تفرقه و ترويج کفر و تشکيل تيمي براي دشمنان اسلام بين آنان ساخته شده است، از اين رو پيامبر عده اي را براي تخريب اين مسجد فرستادند.

خوب پس متوجه شديم كه از مسجد ضرار بوي نفاق و توطئه مياد.حالا كمي به جريانات قبل و بعد از انتخابات بر مي گرديم.به شعارها و بيانيه هاي عده اي از منافقين:

 اعتلاي آرمان هاي امام ،پاسداري از دستاوردهاي انقلاب،پاسداري از خون شهيدان،نماز جمعه خواندن آن هم به آن شكل ناشيانه،الله اكبر گفتن روي پشت بام و كلي از اين جور چيزها....

خوب غبار فتنه ها خوابيد و به قول مولا حالا شناختن حق و باطل آسونه.نتيجه اينكه ملت بعد از این جریانات به خوبي منظور رهبري معظم انقلاب رو فهميدن.منافقين سابق(موسوي و خاتمي) یا معاندين حاضر هم كه عليه ملت شمشير رو از رو بستن و اراذل اوباش رو براي قمه كشي عليه ملت اجير مي كنن. البته با اين كارها دارن قبر خودشون رو مي كنن.تصور بكنين اون روزي رو كه اينا هم مثل بني صدر خائن با آرايش زنانه از مملكت فرار كنن كه البته دور از ذهن هم نيست.

خدا اين رهبري فرزانه رو براي ما حفظ كنه.به قول امام راحل كه ولايت فقيه يك هديه از جانب خداوند تبارك و تعالي است.تا ولايت رو داريم غم نداريم.به كوري چشم دشمنان وطن خيلي زود حضرت حجت هم ظهور مي كنن و......

اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 9:37 |

امشب دلم از آمدنت سرشار است                              

 فانوس به دست کوچه ی دیدار است

آنگونه تو را در انتظارم که اگر                                      

این چشم بخوابد آن یکی بیدار است

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 9:33 |
تیم فو تبال بهزیستی رویدر که با تلاشهای بسیار خوب اعضا ء کانون فر هنگی وهنری الغدیر سالهاست پایه گذاری شده امسال هم در فو تبال رویدر خوش درخشید و توانست تا مرحله نیمه نهایی پیش آید و اگر در این مر حله تیم داوری عادلانه تر قضاوت می نمود و گل سالم بهزیستی پذیر فته می شد شاید الان قهر مان مسابقات می شد ...ولی ..بگذریم ...این بازی با نتیجه ۲به ۱به سود صدف پایان پذیر فت وتیم صدف به مر حله بعدی راه یافت که برای این تیم آرزوی موفقیت داریم .

و از دست اندر کاران ورزش رویدر تشکر می نماییم و آرزو مندیم در آینده شاهد پیشر فت بهتر این عزیزان باشیم در بر گزاری هر چه بهتر این مسابقات بخصوص در زمینه داوری که اکثر تیمها از کار قضاوت ناراضی بودند ..

 

 

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 9:32 |
کا نون فر هنگی و هنری الغدیر رویدر در جهت تقدیر و تشکر از جوانانی که در این مجموعه فر هنگی فعال می باشند و در جهت اعتلای فر هنگ اسلامی تلاش می نمایند تعداد ۷ نفر از انها را جهت زیارت امام هشتم شیعیان به مشهد اعزام نمود ،تا تقدیری شود از این عزیزان و آغازی باشد برای تلاش بیشتر این عزیزان .....
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 9:24 |
ديشب حالم بد بود
        غصه داشتم و اشك ميريختم
                      نميدونستم علت ناراحتي ام چيه
                                    در اخر فهميدم  و همه ي اينا از دلتنگيه
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 9:15 |
پيرمردي در کنار ساحل قدم ميزد متوجه ي دخترکوچکي شد که ستاره هاي دريايي را که دريا با امواجش به ساحل آورده بود به دريا مي انداخت پير مرد به طرف دخترک رفت و به او گفت اين کار بي فايده است تو که نميتواني همه ي آن ها را نجات دهي ..... دختر به ستاره اي که در دستش بود اشاره کرد وگفت :شايد من نتوانم همه شان را نجات دهم ولي مطمئنم ميتوانم اين يکي را نجات دهم ...!!!
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 9:14 |
از سری مسا بقات فو تبال لیگ رویدر که به همت تربیت بدنی در حال بر گزاری می باشد تیم فوتبال بهزیستی رویدر در یک بازی خوب و تما شایی موفق شد تیم رودبار را با شکست بدرقه نماید و به مر حله نیمه نهایی صعود نماید ..تا همچنان امیدوار  باشد که به مر احل بالاتر برسد ... آقای حسین حسن زاده تک گل بازی را  به ثمر رساند...

 

+ نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 11:18 |

نيمه شعبان، ميلاد قائم آل محمد عجل الله تعالي فرجه الشريف

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 23:24 |

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ
وَلِيّاً
وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا 


+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 13:56 |

امام مهدی(عج)

پیامبر اكرم و ائمه اطهار(علیهم‎السلام) نخستین كسانى هستند كه به منظور رفع شبهات، از علت غیبت سخن رانده‎اند و در مجموعه‎هاى روایى، احادیث زیادى در این باب جمع آورى شده است .

نعمانى از على (علیه‎السلام) نقل مى‎كند كه ایشان دلیل غیبت را غربال انسان‎هاى صالح از گمراه و دانا از نادان مى‎داند1 و بر اساس روایت دیگرى حضرت در منبر كوفه فرمود:

«زمین، از حجت الهى خالى نمى‎ماند، ولى خداوند به دلیل ستم پیشه بودن خلق و ستم و زیاده روى، آنان را از وجود حجت بى بهره مى‎سازد.»2   

روایات دیگرى كه بیشتر در عصر تقیه جمع آورى شده‎اند، حاكى از این هستند كه بشر قادر به درك فلسفه حقیقى غیبت نیست و این راز پس از ظهور آشكار خواهد شد.

در دوران امامت حضرت باقر(از 5 تا 114 ه - ق ) و حضرت صادق (از 114 تا 148 ه‍ ق ) با توجه به نهضت‎هاى دینى و بازار گرم مناظره‎هاى مذهبى و ضرورت نقد عقاید كیسانیه، زیدیه، غلات و اسماعیلیه، در خصوص غیبت امام به فلسفه غیبت توجه بیشترى صورت گرفت. روایات زیادى از امام صادق(علیه‎السلام) در این زمینه به دست ما رسیده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 13:37 |
  
 
میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج) 
 میلاد امام زمان (عج)
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 13:34 |

چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم

عزیز من چه غریبی!

عجیب‎تر آن كه چه آسان

نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم

نه كوششی، نه توجهی

فقط نشسته و گفتیم:

خدا كند كه بیایی

***

اگرچه...

او یوسف دلربای زهراست              با هیچ گهر خریدنی نیست

با دیده‎ی از گناه لبریز                          آن روی چو ماه دیدنی نیست

ولی...

تو مگو ما را بدان شه بار نیست           با کریمان کارها دشوار نیست

***

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد                                       شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم‎هایت                                    این چشم‎های ما کمی تقوا بگیرد

***

این دیده نیست قابل دیدار روی تو                   چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را

تو در میان جمعی و من در تفکّرم          کاندر کجا روم و پیدا کنم تو را

 

اللهم العجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 13:30 |

اولین فراگیری جهانی یک بیماری پس از 40 سال: پیش بینی مرگ 105 تا 245 هزار ایرانی

 

پاییز امسال از لحاظ آنفلوآنزای خوكی بسیار هولناك خواهد بود .حداقل دو سال گرفتار آنفلوانزای خوكی خواهیم بود که طی آن، موج‌های مختلف بیماری بروز می‌كند و هرموج 6 تا 8 هفته طول می کشد... دستان خود را مرتب بشویید ، مانند الزام شستن مداوم دست ها توسط یک جراح.

بر اساس گزارش نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت، سالانه افراد بسیار زیادی بر اثر انواع بیماریها جان خود را از دست می دهند که در این میان بیماریهای قلبی و گوارشی و حوادث مختلف در صدر آن قرار دارند. بیماریهایی نیز وجود دارند که علی رغم مسری بودن، به علت اینکه برای جان انسانها کمتر خطرناک هستند به همان نسبت کمتر در معرض توجه جدی قرار داشته اند که بیماری آنفلوانزا یکی از آنهاست.

 اما در مورد انواع خاصی از آنفلوانزاها مانند نوع خوکی که اخیرا به اندازه گستره حیات، گسترش یافته است اوضاع متفاوت است. میکروب ها و ویروس هاس بیماری زا در انسان به علت تغییرات و جهش های ژنتیکی در طول زمان در مقابل داروهای موجود مقاوم شده و حتی ممکن است یک بیماری جدید ایجاد شود. برخی از بیماریها بین انسان و حیوان مشترک هستند و از هرکدام به طرف مقابل سرایت می کنند؛ این گونه بیماریها به علت مسری بودن و در تماس بودن انسان و حیوان به مراتب خطرناک تر هستند.

 متاسفانه بیماری آنفلوانزا از نوع خوکی دارای تمام شاخصه های یک بیماری مسری و خطرناک است که علی رغم تلاشهای مجدانه مققان پزشکی هنوز داروی موثری برای پیشگیری یا درمان قطعی آن وجود ندارد. (البته این موضوع صرفا به انفلوانزای خوکی مربوط نیست بلکه در مورد تمام انواع آنفلوانزاها صدق می کند) بنابراین آنفلوانزا از حالت یک بیماری معمولی با درجه خطر پایین به یک بیماری کشنده و عالمگیر تبدیل شده و نگرانی جدی تمامی مردم، دولتها و نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت را موجب شده است و در ماههای اخیر به یک بحران جهانی تبدیل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 13:18 |
 

خبرگزاري فارس: يك خبرگزاري روسي در گزارشي از انتخاب مجدد "محمود احمدي‌نژاد " براي پست رياست جمهوري ايران، وي را سياستمداري صادق خواند كه توانسته است مردم ايران را به خود جذب كند.


به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري روسي "ريانووستي "، "پتر گونچاروف " تحليلگر سياسي روسي در مقاله‌اي نوشت: "محمود احمدي نژاد " رئيس جمهوري ايران روز دوشنبه دوره دوم رياست جمهوري خود را آغاز كرد و روز چهارشنبه نيز براي اجراي مراسم تحليف به مجلس شوراي اسلامي مي‌رود. ولي محمود احمدي نژاد كه اينقدر در ايران و در خارج از آن سر و صدا به پا كرده است و باري ديگر در انتخابات پيروز شد، كيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 10:58 |

          

                                           11gol.gif

 

                     
                                                     
 
    
  650147gq8kso64v5.gif

    

                          
 

 

810932tygf157vz0.gif810932tygf157vz0.gif

 

                              
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 10:9 |

       
      سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت؟
      اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
      دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم . . .
      .
      .
      .
      هنوزم انتظارو انتظار است /  هنوزم دل به سینه بی قرار است
      هنوزم خواب میبینم به شبها  / همان مردی که بر اسبی سوار است
      همان مردی که جمعه آید روزی /  و این پایان خوب انتظار است . . .
      .
      .
      .
      کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
      کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد . . .
      .
      .
      .
      بر چهره پر ز نور مهدی صلوات /  بر جان و دل صبور مهدی صلوات
       تا امر فرج شود مهیا بفرست / بهر فرج و ظهور مهدی صلوات . . .

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 9:55 |

پیامبر اکرم(ص) :
       در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایشی به سر می برند
      که هرگز نظیر آن دیده نشده است
      تعجیل در فرجش صلوات

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 9:54 |

جوان پرهیزکار



امام زمان

جالبه بخونین تا اخرش  هاا

در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. روزها در مسجد و بازار، همراه مسلمانان بود، ولی شب‌ها به خانه‌های مردم دستبرد می‌زد.

یک بار، هنگامی که روز بود، خانه‌ای را در نظر گرفت و چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت، از دیوار خانه بالا رفت. از روی دیوار به درون خانه نگریست. خانه‌ای بود پر از اثاث و زنی جوان که تنها در آن خانه به سر می‌برد. شوهرش از دنیا رفته بود و خویشاوندی نداشت. او، به تنهایی در آن خانه می‌زیست و بخشی از وقت خود را به نماز شب و عبادت می‌گذراند.

دزد جوان با مشاهده جمال و زیبایی زن، به فکر گناه افتاد. پیش خود گفت: « امشب، شب مراد است. بهره‌ای از مال و ثروت، و بهره‌ای از لذّت و شهوت!» سپس لختی اندیشید. ناگهان نوری الهی به آسمان جانش زد و دل تاریکش را به نور هدایت افروخت. با خود گفت:

«به فرض، مال این زن را بردم و دامن عفتش را نیز لکّه‌دار کردم، پس از مدّتی می‌میرم و به دادگاه الهی خوانده می‌شوم. در آن جا، جواب صاحب روز جزا را چه بدهم؟!»

از عمل خود پشمیان شد، از دیوار به زیر آمد و خجلت زده، به خانه خویش بازگشت. صبح روز بعد، به مسجد آمد و به جمع یاران رسول خدا صلی الله علیه واله پیوست. در این هنگام زن جوانی به مسجد در آمد و به پیامبر گفت:

«ای رسول خدا! زنی هستم تنها و دارای خانه و ثروت. شوهرم از دنیا رفته و کسی را ندارم. شب گذشته، سایه‌ای روی دیوار خانه‌ام دیدم. احتمال می‌دهم دزد بوده، بسیار ترسیدم و تا صبح نخوابیدم. از شما می‌خواهم مرا شوهر دهید، چیزی نمی‌خواهم؛ زیرا از مال دنیا بی‌نیازم.»

در این هنگام، پیامبر صلی الله علیه وآله نگاهی به حاضران انداخت. در میان آن جمع، نظر محبت‌آمیزی به دزد جوان افکند و او را نزد خویش فرا خواند. سپس از او پرسید: «ازدواج کرده‌ای؟»

- نه!

- حاضری با این زن جوان ازدواج کنی؟

- اختیار با شماست.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله زن را به ازدواج وی در آورد و سپس فرمود:«برخیز و با همسرت به خانه برو!»

جوان پرهیزکار برخاست و همراه زن به خانه‌اش رفت و برای شکرگزاری به درگاه خدا، سخت مشغول نماز و عبادت شد.

زن، که از کار شوهر جوانش سخت شگفت‌زده بود، از او پرسید: «این همه عبادت برای چیست؟!

جوان پاسخ داد: «ای همسر باوفا! عبادت من سببی دارد. من همان دزدی هستم که دیشب به خانه‌ات آمدم، ولی برای رضای خدا از تجاوز به حریم عفت تو خودداری کردم و خدای بنده نواز، به خاطر پرهیزکاری و توبه من، از راه حلال، تو را با این خانه و اسباب به من عطا نمود. به شکرانه این عنایت، آیا نباید سخت در عبادت او بکوشم؟!»


زن لبخندی زد و گفت: «آری، نماز، بالاترین جلوه سپاس و شکرگزاری به درگاه خداوند است!» 1



پی‌نوشت:

1- عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 8/254.

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 9:2 |
+ نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 11:56 |

ميلاد فرزند شجاعت

حضرت عباس عليه السلام

سال‎ها از شهادت جانگداز دختر پيامبر، حضرت زهرا(عليهاالسلام) مي‎گذشت. حضرت علي (عليه‎السلام) پس از فاطمه با امامه (دخترزاده پيامبر اكرم) ازدواج كرده بود. اما با گذشت بيش از ده سال از آن داغ جانسوز، هنوز هم غم فراق زهرا در دل علي(عليه‎السلام) بود.

براي خاندان پيامبر، سرنوشتي شگفت رقم زده شده بود. بني‎هاشم، در اوج عزّت و بزرگواري، مظلومانه مي‏زيستند. وقتي علي(عليه‎السلام) به فكر گرفتن همسر ديگري بود، عاشورا در برابر ديدگانش بود. برادرش «عقيل» را كه در علم نسب‏‎شناسي وارد بود و قبايل و تيره‎هاي گوناگون و خصلت‎ها و خصوصيّت‎هاي اخلاقي و روحي آنان را خوب مي‏شناخت طلبيد. از عقيل خواست كه: برايم همسري پيدا كن شايسته و از قبيله‎‏اي كه اجدادش از شجاعان و دليرمردان باشند تا بانويي اين چنين، برايم فرزندي آورد شجاع و تكسوار و رشيد.

ه ‏دنيا آورد و عبّاس يكي از آنان بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 20:9 |
ولادت امام حسین ، حضرت عباس ، امام سجاد علیهم السلام

 

یکی از راه های شناخت انسانها بخصوص پس از درگذشت آنان، حرفهایی است که درباره ایشان گفته شده است. و این مجموعه شناختنامه حضرت حسین علیه السلام است که بر این اساس از زیارتنامه هایی که برای آن حضرت بیان شده بخصوص  زیارت عاشورا استخراج شده است.

آنچه خواهید خواند:

« امام‌ حسین‌ صاحب بهترین‌ نسب‌»

« امام‌ حسین‌ خون‌ بهای‌ خدا»

«محوریت‌امام‌ حسین‌ در میان اولیا»

«چرائی‌ محوریت‌ حضرت‌ حسین»

«امام‌ حسین‌ وارث‌ انبیاء»

«مقام‌ شفاعت‌امام‌ حسین‌ (ع)»

 

 

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 20:5 |

در يك نگاه كمك به فقرا
آشناي حِلّّ و حرم حلم و كرم
احترام به مادر به ياد كربلا
عبادت وى نتيجه

امام سجاد

يكى از وظايفى كه بر عهده شيعيان نهاده شده، «شناخت پيشوا و رهبر» مى‏باشد. در يك نگاه كلّى دو راه براى شناخت امام وجود دارد: از ديدگاه احاديث اهل تشيّع و از ديدگاه احاديث اهل تسنّن. در اين نوشتار سعى شده از ديدگاه اهل سنّت گوشه‏اى از شخصيت ممتاز امام زين العابدين عليه‏السلام به پيشگاه شما سروران گرامى تقديم شود.

در يك نگاه

«ذهبى» دودمان آن حضرت را اين گونه مى‏نويسد: على فرزند حسين فرزند على بن ابى طالب فرزند عبد المطلب فرزند هاشم فرزند عبد مناف مى‏باشد.1

كنيه ايشان ابوالحسن، ابوالحسين، ابو محمّد و ابو عبداللّه است.2

لقب ايشان زين العابدين، سجّاد، هاشمى، علوى، مدنى، قرشى، على اكبر3 و برخى ايشان را على اصغر4 دانسته‏اند.

به ايشان «ابن الخيرتين» نيز مى‏گويند، به خاطر اين كه پيغمبر فرمود: خداوند متعال از ميان بندگان خود، دو گروه را برگزيده است؛ از ميان عرب، قريش و از عجم، فارس را برگزيد.5 پدر بزرگوار امام سجّاد از قريش و مادر ايشان از ايران مى‏باشد، لذا به ايشان فرزند دو خير مى‏گويند.

«ذوالثَّفنات» لقب ديگرى است كه به آن حضرت داده‏اند. چرا كه ايشان بر اثر عبادت و نماز بسيار، جايگاه‏هاى


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 19:52 |

عاشقان رهبری

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 19:41 |

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 19:40 |
گفت: يكي از مسئولان ستاد انتخاباتي موسوي در جلسه اي كه موسوي و خاتمي و چند تن ديگر از سردمداران اين جبهه حضور داشتند از آنها پرسيده است كداميك از شما فرزندانتان در داخل كشور هستند؟!
گفتم: هم خبر را شنيده ام و هم از ماست مالي سردمداران جبهه اصلاحات در پاسخ به اين سؤال خبر دارم.
گفت: شخص معترض بعد از طفره رفتن آنها، خودش نام چند تن از سردمداران اصلاحات و فرزندان دختر و پسر آنها را كه در آمريكا، كانادا و انگليس مشغول تحصيل هستند مطرح كرده و پرسيده چرا از بچه هاي خودتان نمي خواهيد كه به خيابان ها بريزند؟!
گفتم: خب! چي جواب داده اند؟!
گفت: در جواب گفته اند فرزندان ما در اروپا و آمريكا براي جبهه اصلاحات فعاليت مي كنند!
گفتم: يارو اسم جوجه كباب را گذاشته بود «غم» و اسم چلوكباب را «غصه» و اسم ترياك را گذاشته بود «زحمت» و اسم قر كمر را گذاشته بود «عرق» و به همه مي گفت؛ كاش مي دونستيد كه من در طول شبانه روز چه غم و غصه اي مي خورم و چه زحمتي مي كشم و چه عرقي مي ريزم!!

+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت 12:58 |
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 18:54 |

جشن تولد امام حسین (ع)، ابالفضل العباس (ع) و امام سجاد (ع)

 

 

 

 

mw4fo1.jpg

 

 

 

میلاد سه خورشید منور آمد             ما بین دو مهر، ماه انور آمد

 

 بر وادی  بی نهایت   کربلا              سلطان و علمدار وپیامبر آمد

 

سالروز تولد امام حسین (ع)، ابالفضل العباس (ع) و امام سجاد (ع) را خدمت شما دوستان محترم تبریک عرض می کنیم، و امیدواریم که همگی جزو رهروان واقعی مکتب این سه بزرگوار

+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 1:47 |
متا سفانه در شهر رویدر اتفا قاتی می افتد که ادم دلخور میشه شخصا تا کنون دوست نداشتم این مطالب و اتفا قات را رسانه ای کنم  و با دست اندارکاران این برنامه ها صحبت می نمودم و اعتراضات خود را بگوش آنها می رساندیم ولی متا سفانه :حرف اگر حر ف منو گوش اگر گوش تو انکه هر گز به جایی  نرسد فریاد است ...در این شهر اعضاء شورای اسلامی شهر رویدر تا کنون بر نامه ها و گر دهمایی هایی بر گزار نموده،امکا ناتی توزیع نمودهاند ،و.... و لی متا سفانه باید گفت که از   جامعه تشیع رویدر هیچگونه دعوت یا اطلاع رسانی بعمل نمی اورد که خود جای بسی بحث فراوان دارد و با توجه به تذکرات ولی امر مسلمین بر ضر ورت وحدت این کارها جای تعمل دارد ...و چند روز پیش نیز همایشی در مدر سه شهید باهنر رویدر بر گزار شد که متا سفانه دانشجویان تشیع رویدر که تعداد آنها ۲۵نفر می باشد به این جمع دعوت نشدند  و این برای اولین باری نیست که شاهد ضایع شدن حقوق شهر وندی جامعه تشیع رویدر از سوی شورای اسلامی و شهر دار محتر م می باشیم لذا شایسته است که در کار های انجام گرفته تجد ید نظر شود چرا که خود با عث بوجود امدن اختلافات می شود چرا که ما نیز شهر وند شهر رویدریم چه بخواهید چه نخواهید ...خلاصه کلام از ما گفتن بود....
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 1:38 |
پنجمین جشنواره شعر نبوی در قشم برگزار شد این جشنواره به همت اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان هرمزگان واداره فرهنگ وارشاد شهرستان قشم برگزار شد .دراین جشنواره شاعران استان  از بندرعباس -بندرلنگه -رودان-میناب و...شرکت داشتند انوشيروان پيشدار ، معاون فرهنگي ، با اعلام اين خبر گفت : در ايام بعثت رسول اكرم هر ساله جشنواره شعر نبوي در شهرستان بندر لنگه برگزار مي شد و نقش بسيار موثري در ايجاد وحدت بين اهل تسنن و تشيع داشت و امسال با توجه به درخواست و پيگيري هاي سرپرست ارشاد قشم اين جشنواره در اين جزيره كه از تركيب جمعيتي تسنن و تشيع برخوردار است برگزار مي شود .
وي افزود : در اين جشنواره بيش از 30  شاعر برجسته از سراسر استان اشعار خود را در نعت رسول اكرم قرائت خواهند نمود .
.گفتنی است آقای علی زینلی معا ونت فر هنگی وهنری کانون الغدیر رویدرکه از   شاعران انجمن ادبی رویدرمی باشد .  در این جشنواره جز برگزیده ها بود و و لوح تندیس جشنواره و سکه بهار آزادی   از دست مدیر کل ارشاد اسلامی استان هر مز گان جناب آقای امیر زاده   دریافت نمودند
+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه چهارم مرداد 1388 و ساعت 9:32 |
- شايد اين برداشت «بدبينانه» باشد كه حضور آقاي رحيم مشايي را در كنار رئيس جمهور محترم، بخشي از يك پروژه بيروني تلقي كنيم ولي متأسفانه برخي از شواهد و قرائن موجود اين احتمال را قوت مي بخشند و نشان مي دهند رحيم مشايي در كنار آقاي دكتراحمدي نژاد همان نقشي را برعهده دارد كه افراطيون مدعي اصلاحات و سردمداران آنها به گونه اي ديگر برعهده داشته و دارند، به بيان ديگر مي توان حدس زد رحيم مشايي نيز يكي از مهره هاي كودتاي مخملي است كه فقط محل مأموريت او با ساير توطئه گران اخير متفاوت است و نه «هويت» او!
به يقين جناب دكتراحمدي نژاد به خاطر روابط صميمانه اي كه با رحيم مشايي دارد از اين برداشت تعجب كرده و ابرو درهم مي كشد. اما واقعيت هاي موجود اجازه نمي دهند اين احتمال ناديده گرفته شود، زيرا ملاك و معيار براي حساس بودن نسبت به يك احتمال و ضرورت پي گيري آن، «درصد احتمال» نيست بلكه ميزان اهميتي است كه «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدي درباره گرانتر بودن قيمت رب گوجه فرنگي در فلان فروشگاه بعيد نيست كه افرادي براي خريد به همان فروشگاه مراجعه كنند، زيرا «مورد احتمال» يعني يك قوطي رب گوجه فرنگي آنقدر اهميت ندارد كه احتمال 90 درصدي درباره گرانتر بودن قيمت آن، مانع از خريد باشد. اما اگر فقط يك درصد احتمال داده شود كه فلان بطري آب، آلوده به سم مهلك است به يقين هيچكس قبل از بررسي و اطمينان كامل از آن نمي نوشد. چرا كه در اين حالت هرچند درصد احتمال ناچيز است ولي مورد و موضوع آن به زندگي و مرگ بستگي دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 9:29 |
گفت: راديو فردا متعلق به سازمان سيا، با آب وتاب از اعتصاب غذاي سه روزه گروههاي ضدانقلاب در حمايت از موسوي و خاتمي در مقابل مقر سازمان ملل در نيويورك خبر داده است.
گفتم: «جايي كه عقاب پر بريزد، از پشه لاغري چه خيزد»؟!
گفت: ايول، وقتي آمريكا و اروپا از مقابله با اسلام عاجز شده اند و هيچ غلطي نمي توانند بكنند، از اين چندتا پياده نظام مفلوك چه كاري ساخته است.
گفتم: حالا اين اعتصاب كننده ها چه كساني هستند؟!
گفت: از سروش گرفته تا گوگوش.
گفتم: بايد تشويقشون كرد كه به اعتصاب غذاي خود تا آخر ادامه بدهند!
گفت: مرد حسابي! اعلام كرده اند كه اعتصاب غذاي آنها سه روزه است و تازه يك خبرنگار آمريكايي هم خبر داده كه يواشكي ساندويچ و آب ميوه مي خورند.
گفتم: شخص شارلاتاني براي گدايي از مردم خودش را به مردن زده و يك پتو روي خود كشيده بود و شريك شارلاتان او با ننه من غريبي براي كفن و دفن او پول جمع مي كرد ناگهان يكي از عابرين پتو را از روي او كشيد و همه ديدند كه زنده است و دارد نخود و كشمش مي خورد، و يارو كه ديد بدجوري خيط كاشته به جمعيت گفت؛ آخه آنقدر نمرده ام كه يك مشت نخود كشمش هم نتوانم بخورم!

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 9:27 |
 

 

زندگی

عبدصالح خدا "رجبعلی نکوگویان" مشهور به جناب شیخ و شیخ رجبعلی خیاط در سال 1262 هجری قمری در شهر تهران دیده به جهان گشود.پدرش مشهدی باقر یک کارگر ساده بود ،هنگامی که رجبعلی دوازده ساله شد پدر از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر و برادر بی بهره بود تنها گذاشت.

مادرش نقل می کند:هنگامی که تو را در شکم داشتم شبی پدرت غذایی را به خانه آورد خواستم بخورم دیدم که توبه جنب و جوش آمدی و با پا برشکمم می کوبی،احساس کردم که از این غذا نباید بخورم ، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم...؟پدرت گفت حقیقت این است که این ها را بدون اجازه از مغازه ای که کار می کنم آورده ام ! من هم از آن غذا مصرف نکردم.

این حکایت نشان می دهد که پدر شیخ ویژگی قابل ذکری نداشته است .از جناب شیخ نقل شده است که : احسان و اطعام یک ولی خدا توسط پدرش موجب آن گردیده که خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد.

شیخ پنج پسروچهار دختر داشت که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت .

خانه شیخ

خانه خشتی و ساده شیخ که از پدر به ارث برده بود در خیابان مولوی کوچه سیاهها(شهیدمنتظری)قرارداشت.وی تاپایان عمردرهمین خانه محقر زیست

فرزندش می گوید: هر وقت باران می آمد باران از سقف منزل ما به کف اتاق می ریخت روزی یکی از امرای ارتش با چند تن از شخصیتهای کشوری به خانه ما آمده بودند ما لگن و کاسه زیر چکه های باران گذاشته بودیم،او وضع زندگی ما را که دید رفت دو قطعه زمین خرید و آنها را به پدرم نشان داد و گفت: یکی را برای شما خریدم و دیگری را برای خودم.پدرم گفت: آنچه داریم برای ما کافیست.

یکی دیگر از فرزندان شیخ می گوید: من وقتی وضع زندگیم بهترشد به پدرم گفتم آقاجان من چهارتومان دارم و این خانه را که خشتی است شانزده تومان می خرند،اجازه دهید در شهباز خانه ای نو بخریم .شیخ فرمود: هروقت خواستی برو برای خود بخر برای من همین جا خوب است .

 پس ازازدواج طبقه بالای خانه راآماده کردیم وبه پدرم گفتم:پدر جان افراد رده بالا به دیدن شما می آیند، دیدارهای خود را در این اتاق ها قرار دهید فرمود: نه،هرکه مرا می خواهد بیاید این اتاق،روی خرده کهنه ها بنشیند،من احتیاج ندارم.

 این اتاق ،اتاق کوچکی بود که فرش آن یک گلیم ساده و در آن یک میز کهنه خیاطی قرار داشت.نکته جالب این است که چدین سال بعد ،جناب شیخ یکی از اتاق های منزلش را به یک راننده تاکسی به نام مشهدی یدالله ماهیانه بیست تومان اجاره داد تا این که همسرش وضع حمل کرد و دختری به دنیا آورد که مرحوم شیخ نامش را معصومه گذاشت هنگامی که در گوش نوزاد اذان واقامه گفت یک دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود: آقا یدالله حالا خرجت زیاد شده از این ماه به جای بیست تومان هجده تومان بدهید

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 1:46 |

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 1:40 |
راز اول: برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی...

راز دوم: تقسیم کردن شادی ها با دیگری...

راز سوم: توقع نداشتن ازدیگری...

راز چهارم: دوست داشتن بی قید و شرط...

راز پنجم: دوستانت را همانطور که هستن بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی 

راز ششم:دوستی در صمیمیت است٬برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی اگر با تو بد کردن!

راز هفتم: روابط خود با دوستانت را به روابط استثنائی تبدیل کنی!!

راز هشتم: هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی.

راز نهم: دوستانت را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی نه اینکه فقط با آنها وقت بگذرانی!!...

و اما مهمترین راز:

                با موهبت دوستی٬عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.....

                                                                                             و هزاران راز دیگر

+ نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 1:27 |

google's goats

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 2:1 |
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند.
هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند.
مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟
فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم.
مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم.
مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است.
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده،
فقط کافي است بگويند:
خدايا شکر
+ نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 1:52 |

مراقب افکارت باش ،    آنها  به گفتــــــــار تبدیل می شوند.

مراقب گفتارت باش ،     آنها  به کــــــــردار تبدیل می شوند.

مراقب کردارت باش ،    آنها  به عــــــــادت تبدیل می شوند.

مراقب عادتهایت باش،  آنها به شخصیت تبدیل می شوند.

مراقب شخصیتت باش ،  که ســــــــرنوشت تـــــو است

+ نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 1:30 |
خــــدایا: سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم
              را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود
               سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر
                                            در من تازه گردانی
+ نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 1:28 |

 

 

هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ که روش یه قفل بود رسیدی ...

نا امید نشو چون اگه قرار بود باز نشه به جاش یه دیوار میذاشتن ...

+ نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 0:30 |
نمی دونم تا حالا چقدر به نوشته های پشت کامیون ها و وانت های تو جاده دقت کردید .تصمیم دارم  چند تا از این جمله ها رو این جا بیارم .من که هر وقت به تو جاده ها هستم سعی می کنم این نوشته ها رو بخونم وجالب اینکه چون این نوشته ها کوتاه است و معمولا در داخل ماشین  هم ارام و بیکار هستیم منو وادار به تفکر میکنه.(چند تا از این جمله ها رو در ادامه مطالب ببینید)
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 0:23 |


Powered By
BLOGFA.COM



www.irLearn.com

!-- End WebGozar.com Counter code -->

msg.length) pos = 0 window.setTimeout("scrollMSG()",200); } scrollMSG(); JavaScript Codes