|
حضرت حجه السلام و المسلمین حاج آقای قنبری ریاست محترم ارشاد اسلامی شهر ستان بندر خمیر از کانون فر هنگی وهنری الغدیر بازدید نموده واز فعالیتهای فرهنگی ،دینی و آموزشی که توسط این کانون بر گزار می شود ابراز رضایت نمودند و تو جه جوانان را به امر فر هنگ سازی دینی و توجه به امر به معروف ونهی از منکر معطوف داشتند و خواستار فعالیت کانو الغدیر در بحث قرآن وعترت شناسی شدند در این بازدید کلنگ دیوارکشی کانون به زمین زده شد و مقرر شد که با همکاری و مساعدت اداره فرهنگ ارشاد اسلامی شهرستان این طرح شروع و بزودی به بهره برداری برسد.
+ نوشته شده توسط كانون در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت
22:22 |
چهار شمع به آهستگی می سوختند،در آن محیط آرام صدای صحبت آنها به گوش می رسید شمع اول گفت : من صلح و آرامش هستم،هیچ کسی نمی تواند شعلهَ مرا روشن نگه دارد من باور دارم که به زودی می میرم.......سپس شعلهَ صلح و آرامش ضعیف شد تا به کلی خاموش شد شمع دوم گفت:من ایمان واعتقاد هستم،ولی برای بیشتر آدم ها دیگر چیز ضروری در زندگی نیستم پس دلیلی وجود ندارد که دیگرروشن بمانم.........سپس با وزش نسیم ملایمی ایمان نیز خاموش گشت شمع سوم با ناراحتی گفت:من عشق هستم ولی توانایی آن را ندارم که دیگر روشن بمانم،انسان ها من را در حاشیه زندگی خود قرار داده اند و اهمیت مرا درک نمی کنند،آنها حتی فراموش کرده اند که به نزدیک ترین کسان خود عشق بورزند..............طولی نکشید که عشق نیز خاموش شد ناگهان کودکی وارد اتاق شدو سه شمع خاموش را دید،گفت:چرا شما خاموش شده اید،همه انتظار دارند که شما تا آخرین لحظه روشن بمانید.........سپس شروع به گریه کرد...........پــــــــس شمع چهارم گفت:نگران نباش تا زمانی که من وجود دارم ما می توانیم بقیه شمع ها را دوباره روشن کنیم، مـن امـــید هستم با دلی پر از امید و چشمانی که از اشک و شوق می درخشید.....کودک شمع امید را برداشت و بقیهَ شمع ها را روشن کرد نور امید هرگز نباید از زندگی شما محو شود + نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت
21:29 |
در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند
+ نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت
21:24 |
کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و برآنها تکیه کنی.
کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند. کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است. کوتاه ترین راه بری اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها ، واقع بین بودن است. کوتاه ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ، ببینی . کوتاه ترین راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زیاد و نه کم. کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابل است. کوتاه ترین راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است. کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی ، فکر کردن به چیزهای خوب است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات ، آن است که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی ، حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی. کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل ، انتقاد پذیریی است. کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است. کوتاه ترین راه برای آینده نگری ، قناعت است. کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن ، آن است که همیشه در حال زندگی کنی. کوتاه ترین راه برای حل یک مساله ، فهمیدن درست صورت مساله است. کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش ، آن است که کمتر به چیزهایی که نداری فکر کنی. کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی ات به یک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی. کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی. کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی. کوتاه ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی ، تقویت هر چه بیشتر منطق است. کوتاه ترین راه مقابله با دشمنان آن است که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی. کوتاه ترین راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچیز شمردن آنها است. کوتاه ترین راه برای دانستن یک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است. + نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت
21:6 |
خاطرات مقام معظم رهبري شرح مكرر حماسه، دليري، صبوري، مقاومت و ايمان غيورمردان عرصه پيكار و جهاد است. ![]() ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت
21:6 |
آنچه عمر را زياد میكند If you would like Allah to increase your lifespan then please your parents.
کتاب زهدِ حسین بن سعید،
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت
0:4 |
ماه رمضان، ماه كشیده شدن خط گذشت و غفران الهی بر خطاهای گناهكاران در سایه «الغوث الغوث های عمق جانی» است! + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت
18:29 |
حضور محمود احمدي نژاد رئيس دولت نهم در مجلس براي دفاع از کابينه يي که به مجلس معرفي کرده است، با سخنان جالب توجهي از سوي او همراه بود. خلاصه اين سخنان را در زير مي خوانيد؛
حضور محمود احمدي نژاد رئيس دولت نهم در مجلس براي دفاع از کابينه يي که به مجلس معرفي کرده است، با سخنان جالب توجهي از سوي او همراه بود. خلاصه اين سخنان را در زير مي خوانيد؛ - همه اش به دولت نهم ظلم کردند. - بعضي از اصولگرايان به من راي ندادند و من مي دانم، - نماينده من را نقد مي کنند اين چه ربطي به دولت دهم دارد. اين حرف ها را در انتخابات زدند اما نظر مردم را بپذيريم. - مخالفان دولت نهم، مخالفان تخريبي هستند و در فضاي تخريبي تهمت هايي به من زده شد. - جوري صحبت کردند که وضع کشور خراب است. گسست در جامعه افتاده و شرايط وخيم است. من ميگم خوبه نقد کنيد. اما توجه کنيد وضعيت کشور تيره و تار نيست. گسست اجتماعي هم نيست. چرا مي گوييد بين مردم گسست ايجاد شده است. من اعتقاد ندارم. ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت
11:15 |
گفتم ، گفتی ! + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 و ساعت
1:40 |
امام رضا(علیهالسلام) درباره روزه چنین فرمودهاند: «علت روزه برای فهمیدن سختی گرسنگی و تشنگی است، تا بنده حال سختیهای آخرت را بفهمد علاوه بر این که روزه سبب از بین رفتن هواهای نفسانی میشود ،روزه پندی برای آخرت است ». روزه از بهترین عبادتها است، رسول خدا (صلیالله علیه واله وسلم) فرمودهاند. «روزه سپری برای شخص است، زیرا اگر یکی از شما روزه بگوید، سخن زشت نگوید و کارهای بیهوده نکند، و اگر کسی با وی دعوا کند، او بگوید من روزه هستم». + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سوم شهریور 1388 و ساعت
0:54 |
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت. مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد. + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 و ساعت
12:18 |
از خدا خواستم عادت هاي زشت را ترکم بدهد. خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها کني. از او در خواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد. فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است. از او خواستم لاقل به من صبر عطا کند. فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است.عطا کردني نيست، آموختني است. گفتم: مرا خوشبخت کن. فرمود: ((نعمت)) از من خوشبخت شدن از تو. از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند فرمود: رنج از دلبستگي هاي دنيايي جدا و به من نزديک ترت مي کند. از او خواستم روحم را رشد دهد. فرمود: نه تو خودت بايد رشد کني. من فقط شاخ و برگ اضافي ات را هرس مي کنم تا بارور شوي. از خدا خواستم کاري کند که از زندگي لذت کامل ببرم. فرمود: براي اين کار من به تو ((زندگي)) داده ام. از او خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم. خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد! + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت
10:5 |
1)سعي كنيد بيشتر از آن كه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد. اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد فرصت هاي بي شماري براي رسيدن به اين هدف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت شما نيز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. زيرا انسان ها همواره سعي مي كنند خوبي هاي ديگران را جبران كنند. + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت
10:0 |
امشب دلم از آمدنت سرشار است فانوس به دست کوچه ی دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر این چشم بخوابد آن یکی بیدار است + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت
9:33 |
پيرمردي در کنار ساحل قدم ميزد متوجه ي دخترکوچکي شد که ستاره هاي دريايي را که دريا با امواجش به ساحل آورده بود به دريا مي انداخت پير مرد به طرف دخترک رفت و به او گفت اين کار بي فايده است تو که نميتواني همه ي آن ها را نجات دهي ..... دختر به ستاره اي که در دستش بود اشاره کرد وگفت :شايد من نتوانم همه شان را نجات دهم ولي مطمئنم ميتوانم اين يکي را نجات دهم ...!!!
+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت
9:14 |
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت
23:24 |
پیامبر اكرم و ائمه اطهار(علیهمالسلام) نخستین كسانى هستند كه به منظور رفع شبهات، از علت غیبت سخن راندهاند و در مجموعههاى روایى، احادیث زیادى در این باب جمع آورى شده است . نعمانى از على (علیهالسلام) نقل مىكند كه ایشان دلیل غیبت را غربال انسانهاى صالح از گمراه و دانا از نادان مىداند1 و بر اساس روایت دیگرى حضرت در منبر كوفه فرمود: «زمین، از حجت الهى خالى نمىماند، ولى خداوند به دلیل ستم پیشه بودن خلق و ستم و زیاده روى، آنان را از وجود حجت بى بهره مىسازد.»2 روایات دیگرى كه بیشتر در عصر تقیه جمع آورى شدهاند، حاكى از این هستند كه بشر قادر به درك فلسفه حقیقى غیبت نیست و این راز پس از ظهور آشكار خواهد شد. در دوران امامت حضرت باقر(از 5 تا 114 ه - ق ) و حضرت صادق (از 114 تا 148 ه ق ) با توجه به نهضتهاى دینى و بازار گرم مناظرههاى مذهبى و ضرورت نقد عقاید كیسانیه، زیدیه، غلات و اسماعیلیه، در خصوص غیبت امام به فلسفه غیبت توجه بیشترى صورت گرفت. روایات زیادى از امام صادق(علیهالسلام) در این زمینه به دست ما رسیده است . ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت
13:37 |
اولین فراگیری جهانی یک بیماری پس از 40 سال: پیش بینی مرگ 105 تا 245 هزار ایرانی
پاییز امسال از لحاظ آنفلوآنزای خوكی بسیار هولناك خواهد بود .حداقل دو سال گرفتار آنفلوانزای خوكی خواهیم بود که طی آن، موجهای مختلف بیماری بروز میكند و هرموج 6 تا 8 هفته طول می کشد... دستان خود را مرتب بشویید ، مانند الزام شستن مداوم دست ها توسط یک جراح. بر اساس گزارش نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت، سالانه افراد بسیار زیادی بر اثر انواع بیماریها جان خود را از دست می دهند که در این میان بیماریهای قلبی و گوارشی و حوادث مختلف در صدر آن قرار دارند. بیماریهایی نیز وجود دارند که علی رغم مسری بودن، به علت اینکه برای جان انسانها کمتر خطرناک هستند به همان نسبت کمتر در معرض توجه جدی قرار داشته اند که بیماری آنفلوانزا یکی از آنهاست. ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت
13:18 |
خبرگزاري فارس: يك خبرگزاري روسي در گزارشي از انتخاب مجدد "محمود احمدينژاد " براي پست رياست جمهوري ايران، وي را سياستمداري صادق خواند كه توانسته است مردم ايران را به خود جذب كند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري روسي "ريانووستي "، "پتر گونچاروف " تحليلگر سياسي روسي در مقالهاي نوشت: "محمود احمدي نژاد " رئيس جمهوري ايران روز دوشنبه دوره دوم رياست جمهوري خود را آغاز كرد و روز چهارشنبه نيز براي اجراي مراسم تحليف به مجلس شوراي اسلامي ميرود. ولي محمود احمدي نژاد كه اينقدر در ايران و در خارج از آن سر و صدا به پا كرده است و باري ديگر در انتخابات پيروز شد، كيست؟ ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت
10:58 |
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت
9:55 |
پیامبر اکرم(ص) : + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت
9:54 |
جوان پرهیزکار![]() جالبه بخونین تا اخرش هاا در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در بارهاش نمیداد. روزها در مسجد و بازار، همراه مسلمانان بود، ولی شبها به خانههای مردم دستبرد میزد. یک بار، هنگامی که روز بود، خانهای را در نظر گرفت و چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت، از دیوار خانه بالا رفت. از روی دیوار به درون خانه نگریست. خانهای بود پر از اثاث و زنی جوان که تنها در آن خانه به سر میبرد. شوهرش از دنیا رفته بود و خویشاوندی نداشت. او، به تنهایی در آن خانه میزیست و بخشی از وقت خود را به نماز شب و عبادت میگذراند. دزد جوان با مشاهده جمال و زیبایی زن، به فکر گناه افتاد. پیش خود گفت: « امشب، شب مراد است. بهرهای از مال و ثروت، و بهرهای از لذّت و شهوت!» سپس لختی اندیشید. ناگهان نوری الهی به آسمان جانش زد و دل تاریکش را به نور هدایت افروخت. با خود گفت: «به فرض، مال این زن را بردم و دامن عفتش را نیز لکّهدار کردم، پس از مدّتی میمیرم و به دادگاه الهی خوانده میشوم. در آن جا، جواب صاحب روز جزا را چه بدهم؟!» از عمل خود پشمیان شد، از دیوار به زیر آمد و خجلت زده، به خانه خویش بازگشت. صبح روز بعد، به مسجد آمد و به جمع یاران رسول خدا صلی الله علیه واله پیوست. در این هنگام زن جوانی به مسجد در آمد و به پیامبر گفت: «ای رسول خدا! زنی هستم تنها و دارای خانه و ثروت. شوهرم از دنیا رفته و کسی را ندارم. شب گذشته، سایهای روی دیوار خانهام دیدم. احتمال میدهم دزد بوده، بسیار ترسیدم و تا صبح نخوابیدم. از شما میخواهم مرا شوهر دهید، چیزی نمیخواهم؛ زیرا از مال دنیا بینیازم.» در این هنگام، پیامبر صلی الله علیه وآله نگاهی به حاضران انداخت. در میان آن جمع، نظر محبتآمیزی به دزد جوان افکند و او را نزد خویش فرا خواند. سپس از او پرسید: «ازدواج کردهای؟» - نه! - حاضری با این زن جوان ازدواج کنی؟ - اختیار با شماست. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله زن را به ازدواج وی در آورد و سپس فرمود:«برخیز و با همسرت به خانه برو!» جوان پرهیزکار برخاست و همراه زن به خانهاش رفت و برای شکرگزاری به درگاه خدا، سخت مشغول نماز و عبادت شد. زن، که از کار شوهر جوانش سخت شگفتزده بود، از او پرسید: «این همه عبادت برای چیست؟! جوان پاسخ داد: «ای همسر باوفا! عبادت من سببی دارد. من همان دزدی هستم که دیشب به خانهات آمدم، ولی برای رضای خدا از تجاوز به حریم عفت تو خودداری کردم و خدای بنده نواز، به خاطر پرهیزکاری و توبه من، از راه حلال، تو را با این خانه و اسباب به من عطا نمود. به شکرانه این عنایت، آیا نباید سخت در عبادت او بکوشم؟!» زن لبخندی زد و گفت: «آری، نماز، بالاترین جلوه سپاس و شکرگزاری به درگاه خداوند است!» 1 پینوشت:1- عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 8/254. + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت
9:2 |
گفت: يكي از مسئولان ستاد انتخاباتي موسوي در جلسه اي كه موسوي و خاتمي و چند تن ديگر از سردمداران اين جبهه حضور داشتند از آنها پرسيده است كداميك از شما فرزندانتان در داخل كشور هستند؟! گفتم: هم خبر را شنيده ام و هم از ماست مالي سردمداران جبهه اصلاحات در پاسخ به اين سؤال خبر دارم. گفت: شخص معترض بعد از طفره رفتن آنها، خودش نام چند تن از سردمداران اصلاحات و فرزندان دختر و پسر آنها را كه در آمريكا، كانادا و انگليس مشغول تحصيل هستند مطرح كرده و پرسيده چرا از بچه هاي خودتان نمي خواهيد كه به خيابان ها بريزند؟! گفتم: خب! چي جواب داده اند؟! گفت: در جواب گفته اند فرزندان ما در اروپا و آمريكا براي جبهه اصلاحات فعاليت مي كنند! گفتم: يارو اسم جوجه كباب را گذاشته بود «غم» و اسم چلوكباب را «غصه» و اسم ترياك را گذاشته بود «زحمت» و اسم قر كمر را گذاشته بود «عرق» و به همه مي گفت؛ كاش مي دونستيد كه من در طول شبانه روز چه غم و غصه اي مي خورم و چه زحمتي مي كشم و چه عرقي مي ريزم!! + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه ششم مرداد 1388 و ساعت
12:58 |
جشن تولد امام حسین (ع)، ابالفضل العباس (ع) و امام سجاد (ع)
میلاد سه خورشید منور آمد ما بین دو مهر، ماه انور آمد
بر وادی بی نهایت کربلا سلطان و علمدار وپیامبر آمد
سالروز تولد امام حسین (ع)، ابالفضل العباس (ع) و امام سجاد (ع) را خدمت شما دوستان محترم تبریک عرض می کنیم، و امیدواریم که همگی جزو رهروان واقعی مکتب این سه بزرگوار + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت
1:47 |
پنجمین جشنواره شعر نبوی در قشم برگزار شد این جشنواره به همت اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان هرمزگان واداره فرهنگ وارشاد شهرستان قشم برگزار شد .دراین جشنواره شاعران استان از بندرعباس -بندرلنگه -رودان-میناب و...شرکت داشتند انوشيروان پيشدار ، معاون فرهنگي ، با اعلام اين خبر گفت : در ايام بعثت رسول اكرم هر ساله جشنواره شعر نبوي در شهرستان بندر لنگه برگزار مي شد و نقش بسيار موثري در ايجاد وحدت بين اهل تسنن و تشيع داشت و امسال با توجه به درخواست و پيگيري هاي سرپرست ارشاد قشم اين جشنواره در اين جزيره كه از تركيب جمعيتي تسنن و تشيع برخوردار است برگزار مي شود .
وي افزود : در اين جشنواره بيش از 30 شاعر برجسته از سراسر استان اشعار خود را در نعت رسول اكرم قرائت خواهند نمود . .گفتنی است آقای علی زینلی معا ونت فر هنگی وهنری کانون الغدیر رویدرکه از شاعران انجمن ادبی رویدرمی باشد . در این جشنواره جز برگزیده ها بود و و لوح تندیس جشنواره و سکه بهار آزادی از دست مدیر کل ارشاد اسلامی استان هر مز گان جناب آقای امیر زاده دریافت نمودند + نوشته شده توسط كانون در یکشنبه چهارم مرداد 1388 و ساعت
9:32 |
- شايد اين برداشت «بدبينانه» باشد كه حضور آقاي رحيم مشايي را در كنار رئيس جمهور محترم، بخشي از يك پروژه بيروني تلقي كنيم ولي متأسفانه برخي از شواهد و قرائن موجود اين احتمال را قوت مي بخشند و نشان مي دهند رحيم مشايي در كنار آقاي دكتراحمدي نژاد همان نقشي را برعهده دارد كه افراطيون مدعي اصلاحات و سردمداران آنها به گونه اي ديگر برعهده داشته و دارند، به بيان ديگر مي توان حدس زد رحيم مشايي نيز يكي از مهره هاي كودتاي مخملي است كه فقط محل مأموريت او با ساير توطئه گران اخير متفاوت است و نه «هويت» او! به يقين جناب دكتراحمدي نژاد به خاطر روابط صميمانه اي كه با رحيم مشايي دارد از اين برداشت تعجب كرده و ابرو درهم مي كشد. اما واقعيت هاي موجود اجازه نمي دهند اين احتمال ناديده گرفته شود، زيرا ملاك و معيار براي حساس بودن نسبت به يك احتمال و ضرورت پي گيري آن، «درصد احتمال» نيست بلكه ميزان اهميتي است كه «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدي درباره گرانتر بودن قيمت رب گوجه فرنگي در فلان فروشگاه بعيد نيست كه افرادي براي خريد به همان فروشگاه مراجعه كنند، زيرا «مورد احتمال» يعني يك قوطي رب گوجه فرنگي آنقدر اهميت ندارد كه احتمال 90 درصدي درباره گرانتر بودن قيمت آن، مانع از خريد باشد. اما اگر فقط يك درصد احتمال داده شود كه فلان بطري آب، آلوده به سم مهلك است به يقين هيچكس قبل از بررسي و اطمينان كامل از آن نمي نوشد. چرا كه در اين حالت هرچند درصد احتمال ناچيز است ولي مورد و موضوع آن به زندگي و مرگ بستگي دارد. ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت
9:29 |
گفت: راديو فردا متعلق به سازمان سيا، با آب وتاب از اعتصاب غذاي سه روزه گروههاي ضدانقلاب در حمايت از موسوي و خاتمي در مقابل مقر سازمان ملل در نيويورك خبر داده است. گفتم: «جايي كه عقاب پر بريزد، از پشه لاغري چه خيزد»؟! گفت: ايول، وقتي آمريكا و اروپا از مقابله با اسلام عاجز شده اند و هيچ غلطي نمي توانند بكنند، از اين چندتا پياده نظام مفلوك چه كاري ساخته است. گفتم: حالا اين اعتصاب كننده ها چه كساني هستند؟! گفت: از سروش گرفته تا گوگوش. گفتم: بايد تشويقشون كرد كه به اعتصاب غذاي خود تا آخر ادامه بدهند! گفت: مرد حسابي! اعلام كرده اند كه اعتصاب غذاي آنها سه روزه است و تازه يك خبرنگار آمريكايي هم خبر داده كه يواشكي ساندويچ و آب ميوه مي خورند. گفتم: شخص شارلاتاني براي گدايي از مردم خودش را به مردن زده و يك پتو روي خود كشيده بود و شريك شارلاتان او با ننه من غريبي براي كفن و دفن او پول جمع مي كرد ناگهان يكي از عابرين پتو را از روي او كشيد و همه ديدند كه زنده است و دارد نخود و كشمش مي خورد، و يارو كه ديد بدجوري خيط كاشته به جمعيت گفت؛ آخه آنقدر نمرده ام كه يك مشت نخود كشمش هم نتوانم بخورم! + نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت
9:27 |
زندگی عبدصالح خدا "رجبعلی نکوگویان" مشهور به جناب شیخ و شیخ رجبعلی خیاط در سال 1262 هجری قمری در شهر تهران دیده به جهان گشود.پدرش مشهدی باقر یک کارگر ساده بود ،هنگامی که رجبعلی دوازده ساله شد پدر از دنیا رفت و رجبعلی را که از خواهر و برادر بی بهره بود تنها گذاشت. مادرش نقل می کند:هنگامی که تو را در شکم داشتم شبی پدرت غذایی را به خانه آورد خواستم بخورم دیدم که توبه جنب و جوش آمدی و با پا برشکمم می کوبی،احساس کردم که از این غذا نباید بخورم ، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم...؟پدرت گفت حقیقت این است که این ها را بدون اجازه از مغازه ای که کار می کنم آورده ام ! من هم از آن غذا مصرف نکردم. این حکایت نشان می دهد که پدر شیخ ویژگی قابل ذکری نداشته است .از جناب شیخ نقل شده است که : احسان و اطعام یک ولی خدا توسط پدرش موجب آن گردیده که خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد. شیخ پنج پسروچهار دختر داشت که یکی از دخترانش در کودکی از دنیا رفت . خانه شیخ خانه خشتی و ساده شیخ که از پدر به ارث برده بود در خیابان مولوی کوچه سیاهها(شهیدمنتظری)قرارداشت.وی تاپایان عمردرهمین خانه محقر زیست فرزندش می گوید: هر وقت باران می آمد باران از سقف منزل ما به کف اتاق می ریخت روزی یکی از امرای ارتش با چند تن از شخصیتهای کشوری به خانه ما آمده بودند ما لگن و کاسه زیر چکه های باران گذاشته بودیم،او وضع زندگی ما را که دید رفت دو قطعه زمین خرید و آنها را به پدرم نشان داد و گفت: یکی را برای شما خریدم و دیگری را برای خودم.پدرم گفت: آنچه داریم برای ما کافیست. یکی دیگر از فرزندان شیخ می گوید: من وقتی وضع زندگیم بهترشد به پدرم گفتم آقاجان من چهارتومان دارم و این خانه را که خشتی است شانزده تومان می خرند،اجازه دهید در شهباز خانه ای نو بخریم .شیخ فرمود: هروقت خواستی برو برای خود بخر برای من همین جا خوب است . پس ازازدواج طبقه بالای خانه راآماده کردیم وبه پدرم گفتم:پدر جان افراد رده بالا به دیدن شما می آیند، دیدارهای خود را در این اتاق ها قرار دهید فرمود: نه،هرکه مرا می خواهد بیاید این اتاق،روی خرده کهنه ها بنشیند،من احتیاج ندارم. این اتاق ،اتاق کوچکی بود که فرش آن یک گلیم ساده و در آن یک میز کهنه خیاطی قرار داشت.نکته جالب این است که چدین سال بعد ،جناب شیخ یکی از اتاق های منزلش را به یک راننده تاکسی به نام مشهدی یدالله ماهیانه بیست تومان اجاره داد تا این که همسرش وضع حمل کرد و دختری به دنیا آورد که مرحوم شیخ نامش را معصومه گذاشت هنگامی که در گوش نوزاد اذان واقامه گفت یک دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود: آقا یدالله حالا خرجت زیاد شده از این ماه به جای بیست تومان هجده تومان بدهید + نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت
1:46 |
+ نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت
1:40 |
راز اول: برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی...
راز دوم: تقسیم کردن شادی ها با دیگری... راز سوم: توقع نداشتن ازدیگری... راز چهارم: دوست داشتن بی قید و شرط... راز پنجم: دوستانت را همانطور که هستن بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی راز ششم:دوستی در صمیمیت است٬برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی اگر با تو بد کردن! راز هفتم: روابط خود با دوستانت را به روابط استثنائی تبدیل کنی!! راز هشتم: هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی. راز نهم: دوستانت را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی نه اینکه فقط با آنها وقت بگذرانی!!... و اما مهمترین راز: با موهبت دوستی٬عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی..... و هزاران راز دیگر + نوشته شده توسط كانون در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت
1:27 |
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم. مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم. مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است. مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟ فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافي است بگويند: خدايا شکر + نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
1:52 |
مراقب افکارت باش ، آنها به گفتــــــــار تبدیل می شوند.
مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند.
مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند.
مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصیت تبدیل می شوند.
مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشت تـــــو است + نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
1:30 |
خــــدایا: سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی + نوشته شده توسط كانون در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت
1:28 |
نمی دونم تا حالا چقدر به نوشته های پشت کامیون ها و وانت های تو جاده دقت کردید .تصمیم دارم چند تا از این جمله ها رو این جا بیارم .من که هر وقت به تو جاده ها هستم سعی می کنم این نوشته ها رو بخونم وجالب اینکه چون این نوشته ها کوتاه است و معمولا در داخل ماشین هم ارام و بیکار هستیم منو وادار به تفکر میکنه.(چند تا از این جمله ها رو در ادامه مطالب ببینید) ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت
0:23 |
بلا ندیده را دعا شروع باید کرد علاج واقعه بیش از وقوع باید کرد + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت
10:58 |
آبروي همه مسلمانان؛ اشك ما را چرا درآوردي؟!
خبرگزاري فارس: يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است. ![]() به گزارش خبرنگار فارس، شعر حجتالاسلام جواد محمدزماني به شرح زير است: ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت
1:3 |
+ نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت
8:0 |
ما را به حال خود بگذارید و بگذرید از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید
اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید پس دست بر دلم مگذارید وبگذرید
تا داغ ما کویر دلان تازه تر شود چون ابری از سراب ببارید و بگذرید
پنهان در آستین شما برق خنجر است دستی از آستین به در آرید و بگذرید
ما دل به دست هر چه که بادا سپرده ایم ما را به دست دل بسپارید و بگذرید
با آبروی آب ، چه باک از غبار باد ! نانپاره ای مگر به کف آرید و بگذرید
"قیصر + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت
0:5 |
می گويـم : من از قضا و از قدر واهـمه دارم.
من از تقدير می ترسم ، از سرنوشتی که خدا برايـم نوشته است. من فصل آينده را بلد نيستم. از صفحه های فردا بی خبرم. نـمی دانـم در خط های بعد چه خواهد نوشت. می گويـم : کاش قلم دست خودم بود ،کاش خودم می نوشتم. فرشته ای به قلم سوگند می خورد و آن را به من می دهد. می گويد : بنويس ... دعاهايت را بنويس و ذکرت را ... هرچه که می خواهی بنويس که دعايت هـمان سرنوشت توست و جز آن چه می انديشی ، سرنوشت ديگری نيست. تقديرت هـمان است که پيش تر خود نوشته ای ... + نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت
1:10 |
ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای هر سو نشان توست ،ولی بی نشانه ای زهرای پاک ای غم زیبای دلنشین تو خواندنی ترین غزل عاشقانه ای شهادت بضعه الرسول ،زهرای بتول سیده نسا ء العا لمین بر شما مسلمانان و پیامبر بزرگوار اسلام (ص) تسلیت باد + نوشته شده توسط كانون در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت
0:51 |
سرمربي تيمملي فوتبال كشورمان با تاكيد بر اينكه «براي گرفتن حكم دست كسي را نبوسيدم»، گفت:«من خودم دنبال دفتر احمدي نژاد گشتم تا بينيم كه چطور ميتوانم به او كمك كنم. الان هم افتخار ميكنم كه هر روز نگاهم نسبت به وي بهتر ميشود.» به گزارش پايگاه خبري فراكسيون خط امام(ره)مجلس«پارلماننيوز»، محمدمايلي كهن كه به دعوت فراكسيون ورزش و كميته تربيت بدني كميسيون فرهنگي مجلس در جلسه امروز اين فراكسيون حضوريافته بود در واكنش به انتقاداتي كه او را منصوب به دولت مي خواندند، گفت:«من آدم نظام نيستم، اما نظام را دوست دشته و دارم و بيشترين انتقادات را هم به فدراسيون داشتهام.» وي كه براي ارايه برنامههاي خود براي اداره تيم ملي فوتبال به جلسه امروز اين فراكسيون آمده بود، اظهار داشت:«در انتخابات رياست جمهوري گذشته از دفاتر آقايان هاشمي رفسنجاني، قاليباف و لاريجاني از من دعوت كردند، اما من نرفتم.» ادامه مطلب + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت
0:57 |
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پرپر نشده دل آسمون سبکتر نشده مه سرده رو تن پنجره ها مث بغض توی سینه ی منه ابر چشمام پر از اشکه ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد از تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست... + نوشته شده توسط كانون در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت
1:0 |
هر آدمی برای نوشتن یه بهانه داره ، یكی به این بهانه می نویسه كه دیگری بخونه ، یكی برای این می نویسه كه دلش سبك بشه ،یكی برای نشون دادن استعدادش می نویسه ، یكی می نویسه كه فقط نوشته باشه ،یكی می نویسه كه جنجال درست كنه ، یكی می نویسه تا دوستی برقرار بشه ، یكی می نویسه كه از دلتنگی در بیاد ، یكی می نویسه كه ................................ هر كس یه جور نوشته رو دوست داره ، هر كس وقتی می نویسه دوست داره یه نفر بخونه ، بیشتر آدمها دوست دارن بنویسن كه درد خودشونو به همه بگن وخودشونو خالی كنند ............ از غم دلتنگی و....................... حالا بماند كه ما برای چی می نویسیم + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت
1:22 |
به آرامی آغاز به مردن میكنی + نوشته شده توسط كانون در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت
0:40 |
وقتی دست گرم خود را به سمت کسی دراز می کنیم و او به سردی جواب می دهد نباید نگران باشیم. باید بدانیم که سرمای دست او به ما منتقل نمی شود بلکه برعکس این گرمای محبت ماست که نهایتا بر وجود او غالب خواهد شد.
+ نوشته شده توسط كانون در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت
0:12 |
آن سوی ناکامی ها، خدایی هست که داشتنش جبرانی است بر تمامی نداشتن ها.. + نوشته شده توسط كانون در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت
23:31 |
مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید.اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید.اگر صادق باشید، اشخاصی ممکن است سرتان کلاه بگذارند، با این حال صادق باقی بمانید.آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید.اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهید.می بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.+ نوشته شده توسط كانون در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت
3:58 |
![]()
قسمت اول
+ نوشته شده توسط كانون در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت
23:39 |
شادی را هدیه كن حتی به كسانی كه آنراازتوگرفتند.عشق بورز به آنهاكه دلت راشكستند.دعاكن برای آنهایی كه نفرینت كردند.درخت باش برغم تبرهابهارشو و بخندكه خداآن بالاباماست. + نوشته شده توسط كانون در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت
16:24 |
از ظهر تا حالا به خودش بد و بیراه میگه...
آخه یه آدم چقدر میتونه بد شانس باشه.بعد از سه روز گشتن بالا خره یه ماشین پیدا کنی که بشه درش رو راحت باز کنی.درش رو که باز کردی بشه دیده نشی.دیده که نشدی بشه یه مشت چیز با ارزش از توش برداری... این همه کار رو بدون نقص بکنی.آخرش بفهمی همه اون چیزایی که برداشتی و در رفتی یه مشت کارت شناسایی و دفتر چه قسط و بیمه و کوفت و زهر مار بوده. ای خداااااااااااااااااااااااااااا. چقدر بد شانسی آخه...هر کاری کردم که نشد.دیگه دزدی هم نمی تونم بکنم؟؟؟ نکنه همه این کارارو با من می کنی که دوباره بر گردم پیش بابای نا مردم...بذار خدا باهات اتمام حجت کنم.اگه بیفتم بمیرم هم پیش بابام بر نمی گردم... خودم که ۲ روزه هیچی نخوردم به درک.این دختر چه گناهی کرده که باید شب سر گشنه زمین بذاره. آخه این باباهه چه جوری منو نفرین کرده که ... من چرا دارم اینارو به تو میگم خدا.من که میدونم تو هم باهاش همدستی...می خوای منو مجبور کنی؟که برم بهش التماس کنم؟؟
...والله سمیع بصیر + نوشته شده توسط كانون در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت
0:39 |
|
!-- End WebGozar.com Counter code -->
|