تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری الغدیر دهنو رویدر - انقلاب دیگر در راه است

کروبی خوب می دانست که در این انتخابات رقیب اصلی‌اش تنها احمدی نژاد است و نه کس دیگری؛ چنانکه 4 سال قبل هم رقیب اصلیش را تنها هاشمی رفسنجانی می‌دید و بیشترین حمله‌هایش رو متوجه او کرده بود اما پس از اینکه بر خلاف انتظارش هاشمی با احمدی نژاد به مرحله دوم راه یافت کوشید تا سلامت انتخابات را زیر سوال ببرد.

روزها گذشت و شیخ مهدی کروبی اولین کسی بود که کاندیداتوری خودش رو اعلام کرد، به دنبال آن محمد خاتمی هم با اصرار تندروها وارد میدان شد؛ در میان اصلاح طلبان کرباسچی هم حرف از اومدن می زد، حتی صحبت از اومدن دوباره اکبر هاشمی رفسنجانی شد و همزمان خبر احتمال نامزدی برادر وی یعنی محمد هم شنیده می شد، عبدالله نوری هم که خیلی دلش می خواست تا بتواند وارد گود بشه اما بعید به نظر می رسید که صلاحیت او تائید شود، حسن روحانی هم خود را علاقمند نشان می داد.

اما انگار رسم این شده بود که هر کسی که می خواهد وارد رقابت انتخابات شود باید به دولت نهم و احمدی نژاد حمله کند چرا که همه به اتفاق احمدی نژاد را رقیب اصلی خود در انتخابات می دیدند.

خاتمی در تمام نشست های خبری، با بی انصافی تمام خدمات دولت رو زیر سوال می‌برد، کروبی هم که سعی می‌کرد تا خودش را کنترل کند و همچنان میانه رو جلوه دهد نیز به مانند خاتمی به دولت حمله می کرد، طرفداران و رسانه‌ها هم پشت سر این دو نامزد اصلاح طلب‌ سنگ تمام گذاشتند.

به جرآت می توان ادعا کرد که  که صد‌ها برابر تمام تخریب‌هایی که در طول سه سال ابتدایی فعالیت دولت نهم مطرح شده بود که در دولت های قبلی بی سابقه بود، در 7 – 8 ماه اخیر انجام شد. در میان موج تخریب‌ها خیلی به ندرت پیش می‌‌آمد که دکتر احمدی نژاد شخصاً خود جواب تخریب‌ها رو بدهد و اکثراً سخنگوی دولت پاسخ های منطقی و کارشناسانه به نقدهایی که بیشتر به بهانه جویی‌های سیاسی شباهت داشت می‌داد.

در برهه‌ای از زمان زمزمه کاندیداتوری مجدد هاشمی رفسنجانی شنیده شد، اما او در جمع خبرنگاران اعلام کرد من و برادرم کاندیدای انتخابات دهم نخواهیم شد؛ هاشمی یکبار طعم شکست در مقابل احمدی نژاد را چشیده بود و تکرار این شکست برای او ناخوشایند بود لذا تصمیم گرفته بود تا اینبار پشت سر خاتمی قرار بگیرد و از او حمایت کند و در این راستا همه امکانات مادی و معنوی خود را برای پیروزی خاتمی به کار بگیرد.

اما هدف هاشمی رفسنجانی یک اشکالی داشت و آنهم این بود که یک کاندیدای اصلاح طلب دیگری هم در میدان حضور داشت که به هیج وجه راضی نمی‌شد تا از صحنه کنار بکشد.

مهدی کروبی از مدت‌ها قبل از همه اصلاح طلبانی که قصد کاندیداتوری در انتخابات دهم را دارند خواسته بود تا خود را معرفی کنند و سپس با استفاده از مکانیزم "شورای حکمیت" از میان آنها یک نفر به عنوان کاندیدای ائتلافی انتخابات شده و در نتیجه از ورود چنیدن نامزد اصلاح طلب به صحنه انتخابات جلوگیری شود.

پس از اینکه این طرح شیخ اصلاحات مورد استقبال اصلاح طلبان قرار نگرفت و با بی توجهی آنها همراه شد، کروبی تصمیم گرفت که به طور مستقل کاندیدای انتخابات بشود و هر چقدر هم که دیگر اصلاح طلبان از او خواستند تا کنار برود قبول نکند.

حضور کروبی در کنار خاتمی باعث می شد تا او بخشی از آرای اصلاح طلبان را به خود اختصاص بدهد، از سویی دیگر خاتمی هم آدمی نبود که بتواند حضور کروبی را در کنار خود تحمل کند، حتی با وجود حمایت‌های تمام و کمال رئیس مجمع تشخیص مصلحت.

کروبی همچنین توانسته بود تا برخی از چهره‌های سرشناس اصلاح طلب از جمله دبیر کل حزب کارگزاران را را به سمت خود جذب کند.

دودلی‌های خاتمی و شک او در داشتن توانایی برای شکست دادن احمدی نژاد از یک سو و بی میل نشان ندادن میرحسین موسوی که تاکنون در پشت صحنه به اصلاح طلبان خدمت می کرد برای کاندیداتوری باعث شد تا خاتمی از احتمال انصراف و کناره گیری به نفع میرحسین موسوی سخن بگوید.

در این میان برخی از احزاب تندروی حامی خاتمی از جمله مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و حزب کارگزاران اعلام کرده بودند که اگر خاتمی به نفع کسی کناره گیری کند، ما از وی حمایت نخواهیم کرد و حتی از تحریم انتخابات نیز سخن می گفتند.

هاشمی رفسنجانی برای در صحنه نگه داشتن خاتمی تلاش بسیاری کرد و با مهدی کروبی دیدار کرد تا شاید بتواند وی را راضی به کناره گیری به نفع خاتمی کند، اما شیخ که چندان دل خوشی از هاشمی نداشت دست رد به سینه او زد.

به دنبال شکست هاشمی در متقاعد کردن کروبی به کناره گیری، خاتمی به نفع میرحسین موسوی کناره گیری کرد و شوک عظیمی به اصلاح طلبان وارد شد.

بیشترین شوک به تندروهای حامی خاتمی وارد شد که می کوشیدند با تهدید خاتمی از انصراف وی جلوگیری کنند.

در همان روزهای ابتدایی انصراف محمد خاتمی، حزب مشارکت اعلام کرد که پس از برگزاری جلسه و طرح سوالاتی از میرحسین موسوی به این نتیجه رسیده که از وی در انتخابات دهم حمایت کند.

اما هنوز کارگزارانی ها و سازمان مجاهدینی ها اعلام نکرده بودند که آیا از میرحسین موسوی حمایت خواهند کرد و یا اینکه فرد سومی در میان اصلاح طلبان وارد صحنه انتخابات خواهد شد.

در مقابل محمد علی ابطحی و محمد علی نجفی نیز به جمع حامیان مهدی کروبی پیوستند.

با فرا رسیدن تعطیلات نوروز 1388 ، بحث های سیاسی و انتخاباتی به بعد از تعطیلات نوروز موکول شد.

با پایان یافتن تعطیلات نوروز برخی از رسانه ها از دیدار هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی در روزهای ابتدایی سال 1388 خبر دادند که در این دیدار هاشمی به میرحسین موسوی قول حمایت در انتخابات را داده و موسوی نیز از این حمایت استقبال کرده است.

تعطیلات نوروز تمام شد و هاشمی رفسنجانی دیداری را با اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی انجام داد و ساعاتی پس از این دیدار بود که حزب کارگزاران اعلام کرد که در انتخابات دهم از میرحسین موسوی حمایت خواهد کرد.

به دنبال آن نیز سازمان مجاهدین انقلاب که خاتمی را تهدید به تحریم انتخابات کرده بود اعلام داشت که پس از قبول شرایطی از جانب میرحسین موسوی تصمیم به حمایت از وی در انتخابات دهم گرفته است، مجاهدینی ها نگفتند که این شرایط چه شرایطی است اما بعید به نظر می‌رسد که این شرایط چیزی جز "سهم خواهی" پس از پیروزی احتمالی میرحسین موسوی باشد.

همکاری سازمان مجاهدین انقلاب با میرحسین موسوی حساسیت هایی را ایجاد کرد و این حساسیت ها به بیانیه ای بر می گشت که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سال 81 صادر کرده بود.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در زمان آیت الله مشکینی بیانیه ای صادر کرده بود که طی آن سازمان مجاهدین انقلاب را فاقد مشروعیت دینی دانسته و متدینین را از همکاری با آن بر حذر داشته بود.

این بیانیه به دنبال آن صادر شده بود که هاشم آغاجری از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در یک سخنرانی تحت عنوان "پروتستانتیزم اسلامی" در دانشگاه همدان، تقلید اسلامی را با تعابیری نامناسب و اهانت آمیز مورد خطاب قرار داده بود.

چندی بعد نیز خبر حمایت اعضای "نهضت آزادی" که توسط امام راحل (ره) فاقد مشروعیت سیاسی دانسته شده بود از میرحسین موسوی به گوش می رسید.

در حالی که حساسیت‌ها نسبت به همکاری میرحسین موسوی با "نهضت آزادی" بیش از حساسیت‌هایی بود که در رابطه با همکاری او با سازمان مجاهدین مطرح شده بود، وی اعضای نهضت آزادی را کسانی معرفی کرد که "نماز می خوانند، خمس می دهند، خوبی می کنند و مسایل مذهبی را رعایت می کنند" و در حمایتی قاطعانه گفت که آنها را ترک نخواهد کرد "حتی اگر خطری مواجهش باشد."

البته این حمایت موسوی انتقاداتی را متوجه او کرد از جمله انتقاد زهرا مصطفوری فرزند امام راحل (ره).

میرحسین موسوی دیداری را با اعضای شورای مرکزی زنان جمهوری اسلامی برگزار کرد که دبیر کل آن دختر امام (ره) بود و اعلام حمایت وی از موسوی می توانست برای وی بسیار حائز اهمیت باشد.

اما بر خلاف انتظار موسوی، در این دیدار مصطفوی از موسوی در خصوص رابطه اش با اعضای نهضت آزادی سوال کرد و در سوالی "کنایه آمیز" از وی پرسید که چگونه می‌توانیم افرادی را که با آنها اختلاف نظر داریم در مناصب اجرایی بکار بگیریم و به آنها مسئولیت بسپاریم ؟

پس از این سوال فرزند امام، میرحسین موسوی خبرنگاران را از جلسه بیرون کرد و پس از پایان یافتن جلسه از آنها خواست که سوال مصطفوی درخصوص نهضت آزادی را منتشر نکنند!

همه تلاش میرحسین موسوی برای کاهش حساسیت رابطه‌اش با تندروهای اصلاح طلب از جمله نهضت آزادی و سازمان مجاهدین به این دلیل بود که وی می‌کشید تا علاوه بر اختصاص دادن آرای تندروهای اصلاح طلب، از طریق دادن شعار "اصلاح طلب اصولگرا" بخشی از آرای اصولگرایان را نیز برای خود کند.

اگرچه زمان قانونی آغاز تبلیغات ریاست جمهوری از اول خرداد ماه است اما میرحسین موسوی و مهدی کروبی سه ماه قبل با برگزاری نشست‌های خبری و سخنرانی در گوشه و کنار و همچنین سفر به استان‌های مختلف کشور برنامه های تبلیغاتی – انتخاباتی خود را آغاز کرده بودند.

مهدی کروبی در نشستهای خبری خود و سخنرانی هایش هم به تخریب دولت می پرداخت و هم گاهی اوقات برنامه هایش را برای اداره کشور مطرح می کرد اما میرحسین موسوی تنها کاری که انجام می داد تخریب بود و تخریب و تخریب؛ با این حال به واسطه حمایت های هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی، میرحسین موسوی نسبت به مهدی کروبی با استقبال بهتری از جانب اصلاح طلبان همراه شده بود.

روزهایی بود که تمام اقدامات موفق و مثبت این روزهای دولت نهم را "تبلیغاتی" می نامیدند و کوچکترین ضعف در عملکرد دولت را تبدیل به بهانه‌ای برای حمله به آن می‌کردند؛ ماجرای سیب زمینی، پرتغال، الحاق سازمان حج و زیارت به گردشگری، نشست دوربان 2 و ... از جمله موضوعاتی بود که اصلاح طلبان برای حمله به دولت به آن متوسل شده بودند اما در این میان همه آنها خوب می‌دانستند که نمی‌توانند نقد جدی ای به غیر از سیب زمینی و پرتغال به دولت وارد کنند.

در اواسط اردیبهشت ماه اتفاق عجیبی رخ داد و محسن رضایی که از مدت ها پیش از لزوم تشکیل "دولت وحدت ملی" سخن می‌گفت پس از آنکه نتوانست علی لاریجانی و باقر قالیباف را راضی به کاندیداتوری کند، اعلام کرد که در انتخابات حضور خواهد یافت.

رضایی هم مانند دیگر نامزدهای انتخابات در کنفرانس خبری خود ورودش به رقابت انتخابات دهم را با حمله به دولت نهم آغاز کرد و گفت که ادامه روند احمدی نژاد ما را به سمت "پرتگاه" می برد.

زمان چندانی برای تبلیغات باقی نمانده بود و لذا ابهاماتی درباره حضور دیرهنگام رضایی مطرح شد اما از آنجا که رضایی دبیر کل مجمعی بود که رئیس آن هاشمی رفسنجانی است برخی از سیاسیون حضور رضایی را در راستای بازیگردانی هاشمی رفسنجانی برای مقابله با احمدی نژاد تعبیر کردند، چنانکه علی زاکانی گفت که هاشمی رفسنجانی به محسن رضایی گفته که اگر یک میلیون رأی از احمدی‌نژاد کم کنی باز هم مفید است.

سرانجام مهدی کروبی، محسن رضایی، میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد نام خود را به عنوان کاندیداهای  دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ستاد وزارت کشور ثبت کردند.

خرداد ماه فرا رسید و در حالی که صدا و سیما هم متهم به حمایت از دولت نهم شده بود(!)، عزت الله ضرغامی نماینده‌های نامزدهای انتخابات را میهمان خود کرد تا در حضور آنها مراسم قرعه کشی را برای استفاده تبلیغاتی نامزدها از صدا و سیما انجام دهد که پس از این قرعه کشی به هر نامزد 18 ساعت فرصت داده شد.

بر اساس این قرعه کشی نامزدهای انتخاباتی به مقدار یکسان فرصت تبلیغ از رسانه ملی را پیدا کردند که این فرصت عبارت از ارائه برنامه ها، پخش فیلم تبلیغاتی، پاسخ به کارشناسان، گفتگوی ویژه و مناظره با دیگر نامزدهای انتخاباتی بود.

اگرچه در روزهای منتهی به خرداد اختلافاتی میان اصلاح طلبان یعنی هواداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی به وجود آمد اما هم موسوی هم کروبی و هم رضایی رقیب اصلی خود را محمود احمدی نژاد می‌دیدند و اینگونه بود که از ابتدای خرداد ماه به شکل ویژه ای به تخریب دولت نهم پرداختند.

نقد، حمله، تخریب، فحاشی و توهین از گوشه و کنار علیه دولت نهم مطرح می شد و سالن 12000 نفری ورزشگاه آزادی جایی بود که در آن خبری از ادب و احترام نبود.

روز دوم خرداد حامیان میرحسین موسوی در غیاب او اما با حضور محمد خاتمی، زهرا رهنورد، فائزه هاشمی و برخی چهره‌های سینما و تلویزیون  دور هم جمع شدند تا علیه احمدی نژاد فحاشی کنند و کف و سوت بزنند و رقص و آواز کنند.

فائزه هاشمی در عین گستاخی گفت که در شرایطی به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است و مطمئن هستم که اگر براثر خطای ما این دولت پیروز شود،‌ امر بر این آقا (احمدی نژاد) مشتبه می‌شود و خود را امام زمان می‌نامد.

بقیه کسانی که فرصت صحبت یافتند نیز احمدی نژاد را "آدم کوچولو" و "خاله سوسکه" نامیدند و دل سیری خندیدند.

فائزه هاشمی از چند وقت پیش اعلام کرده بود که برای تبلیغ میرحسین موسوی به این طرف و آن طرف خواهد رفت و تبلیغ خواهد کرد اما نگفته بود که منظور او از تبلیغ فحاشی است.

فاطمه هاشمی دیگر دختر هاشمی رفسنجانی هم  اعلام کرد که از میرحسین موسوی حمایت خواهد کرد و این در حالی بود که روزنامه وطن امروز از تامین نابع مالی رسانه هایی که به تخریب احمدی نژاد می پردازند توسط مهدی و محسن هاشمی خبر داد.

چندی پیش نیز برخی از منابع خبری از تامین شدن منابع مالی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی توسط عبدالله جاسبی، مهدی و محسن هاشمی خبر دادند، حتی در خبری رسمی خبرگزاری ها از ندارک 200 هزار مانتوی سبز رنگ توسط فائزه هاشمی برای دختران حامی میرحسین موسوی خبر دادند.

اکنون میرحسین موسوی با پشتیبانی خاندان هاشمی و همراهی آنها به جنگ احمدی نژاد آمده و در برنامه‌های تبلیغاتی خود که تاکنون از رسانه ملی پخش شده است بدون اینکه برنامه‌ای ارائه دهد فقط به دولت نهم تاخته و کوشیده تا شرایط کشور را بحرانی نشان دهد؛ حتی در این راه دست به دامان بازیگران و هنر پیشه‌ها هم شده است.

اینگونه بود که محمود احمدی نژاد که در طول سه سال و نه ماه گذشته صلاح ندانسته بود به دلیل مسائل امنیتی کشور برخی از مسائل را بازگو کند، اکنون مصلحت را در این ببیند که "آفشا" کند.

احمدی نژاد در روزهای گذشته و در گفتگو با خبرنگاران و همچنین سخنرانی هایی که در جمع مردم ساوجبلاغ و پاکدشت مطرح کرد گفت که در مناظرات با دیگر نامزدهای انتخاباتی برخی از حقایق را بازگو خواهد کرد؛ اینگونه بود که طرفداران احمدی نژاد پس از توکل به خدا تمام امیدشان به افشاگری‌های دکتر احمدی نژاد در مناظرات بود.

شاید مهدی کروبی و محسن رضایی بتوانند در مناظره با محمود احمدی نژاد بر عصبانیت خود غلبه کنند اما با شناختی که از میرحسین موسوی در این مدت به دست آورده‌ام خوب می دانستم که قرار گرفتن در مقابل احمدی نژاد در مقابل دوربین و در حالی که احمدی نژاد وعده افشاگری داده برای او تا چه حد دشوار خواهد بود.

یادم است هنگامی که در اولین نشست خبری میرحسین موسوی که در روزنامه اطلاعات برگزار شد شرکت کرده بودم، خبرنگار خبرگزاری "برنا" از وی سوالی در مورد حضور "علی وفقی" در ستاد انتخاباتی میرحسین پرسید و او کنترل خود را از دست داد و در حالی که زبانش می گرفت صدای خود را بالا برده بود.

این مسئله را حتماً خود اصلاح طلبان بهتر از من می‌دانستند، چنانکه خبرهایی از گوشه و کنار به گوش می‌رسید که گفته می‌شد اصلاح طلبان در تلاشند تا مناظره با احمدی نژاد لغو شود تا جایی که سعید حجاریان چند روز پیش از مناظره آن را با بازی فوتبال مقایسه کرد و گفت که میرحسین موسوی اگر در مناظره شرکت نکند 3 بر صفر بازنده است و اگر شرکت کند 6 بر صفر.

اولین مناظره بین در روز 12 خرداد بین مهدی کروبی و محسن رضایی انجام شد، مناظره ای که شاید آن را مشاوره بنامیم بهتر باشد، چشمک مهدی کروبی به محسین رضایی در طول مناظره که از چشم دوربین دور نماند پرده از همه چیز برداشت هر چند که پیش از آن هم به شنیده بودم که نامزدها با هم به توافق رسیده‌اند که در مناظره با یکدیگر به هیچ وجه همدیگر را نقد نکنند و تنها نقدشان را متوجه شرایط کنونی کنند.

اما 13 خرداد فرا رسید و نوبت به مناظره محمود احمدی نژاد با کسی رسید که بیشترین اهانت‌ها را به وی در این مدت کرده بود، احمدی نژاد 40 دقیقه فرصت پیدا کرد تا به چندین ماه تخریب و اهانت پاسخ دهد.

احمدی نژاد از برخی بدرفتاری‌ها و تخریب‌های بدون سابقه گلایه کرد و گفت که تنها موسوی در برابر او نیست بلکه هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی نیز در برابر وی قرار گرفته‌اند.

احمدی نژاد بی راه نگفت، چرا که اکنون او در مقابل جریانی قرار گرفته بود که 24 سال از سالهای پس از انقلاب قدرت را در دست داشت و خود را مالک اصلی مردم می‌دید و بسیار برایش سخت بود تا ببیند که فردی که او را "بخش دار" می‌خوانند بتواند با صداقت و خلوص نیت قدرت را به دست بگیرد.

شاید زمان نخست وزیری میرحسین موسوی در خاطرم نباشد اما زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی را به خوبی به یاد دارم.

چند وقت پیش که داشتم نگاهی به ارشیو روزنامه جمهوری اسلامی می‌انداختم چشمم به حرف‌ها و تیترهای جالبی از هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی افتاد.

برای مثال، نمی خواهم از عملکرد گشت ارشاد دفاع کنم یا حمایت کنم، اما آقایانی که امروز به گشت ارشاد حمله می کنند در زمان خود گشت های بدتر از گشت ارشاد داشتند. هر روز در گوشه یکی از صفحات روزنامه جمهوری اسلامی تصویری از یک خانم چاپ شده که بر روی چشمان او خط سیاهی کشیده شده و زیر آن نوشته: "وای بر ما، خداوند آخرت ما را ختم به خیر کند، آی تهاجم فرهنگی، وای فساد فحشا و ..." ، حالا چه شده که آقایان دیگر به فکر آخرت خود نیستند و سعی در جمع کردن رای این بی حجاب ها دارند؟؟؟

مطمئن هستم اگر در زمان آقای میرحسین موسوی یا آقای رفسنجانی یا آقای خاتمی ما همین مقدار سایت اینترنتی و وبلاگ و شبکه های ماهواره‌ای، پیامک ، آر اس اس و ... داشتیم الان هیچکدام از آنها ژست حق به جانب بودن نمی‌‌گرفت.

کردان‌های دیگری بودند که پیش از علی کردان آبرویشان برود و دزدهای دیگری بود که علاوه بر کرباسچی دزدی‌هایشان مشخص بشود، و آنقدر میلیارد دلارهای گم شده‌ای بود که دیگر کسی سراغ یک میلیارد اختلاف حساب بین دولت نهم و دیوان محاسبات نمی‌رفت که آنهم با اعتراف به اشتباه دیوان محاسبات خاتمه یافت.

میرحسین موسوی در برابر احمدی نژاد اصلاً چه گفت؟ روی کدام جمله از جملات پر استرس و همراه با نفس نفس وی می‌توان اسم "انتقاد" گذاشت ؟ میرحسین موسوی به کدامیک از سوالات احمدی نژآد توانست پاسخ بدهد در حالی که احمدی نژاد به طور شفاف پاسخ تمام سوالات وی را داد.

به موسوی می خواهم بگویم آیا خودت را سرکار گذاشته ای یا طرفدارانت را ؟ شاید باید به حرف حجاریان گوش می‌دادی و بازی را 3 بر صفر واگزار می‌کردی؛ آمدی که فقط به احمدی نژاد بگویی که چرا ملوانان انگلیسی را بدرقه کرده و یا چرا کسی که میلیاردر است را وزیر خود کرده و چرا منکر هولوکاست شده ؟؟؟

میرحسین موسوی که می‌گوید نباید نام کسی را که در اینجا حضور ندارد تا از خود دفاع کند برد، خود از ثروت محصولی و مدرک کردان در مقابل چشم میلیون‌ها بیننده سخن گفت.

برای همین بود که طرفداران موسوی کوشیدند تا شکست موسوی در مناظره را ابزاری برای مظلوم نمایی کنند و مناظره را از آن جهت که در آن به مدرک تحصیلی همسرش اشاره شده، "ناموسی" بنامند.

حتی میرحسین موسوی در مناظره با محسن رضایی هم پاسخ شفافی به سوالات وی نداد و باعث شد که رضایی بارها به موسوی بگوید که آقای موسوی من جواب سوال خود را در پاسخ های شما پیدا نکردم.

میرحسین موسوی تا کنون به این پرسش که چرا پس از 20 سال سکوت به یکباره تصمیم به حضور در صحنه انتخابات گرفته پاسخ های متفاوتی داده است که احتمالاً خود وی متوجه نشده است، چنانکه یکبار گفت که احساس خطر کرده است؛ یکبار گفت که سکوت نکرده بود و در سخنرانی‌ها مواضع خود را اعلام می‌کرده است و اخیراً نیز مدعی شده است که ممنوع التصویر بوده است!

با تمام وجودم اکنون می‌دانم که 24 سال جریانی کشور را در دست داشت که به راحتی به مردم دروغ می‌گفت و با بسته نگه داشتن فضای اطلاع رسانی در کشور جیب‌‎های خود و اطرافیان خود را پر از پول و دلار کرد اما 4 سال پیش و با آمدن احمدی نژاد جلوی فساد آنها گرفته شده است و آنها اکنون می کوشند تا به هر ترتیب که شده و با توسل به دروغ مجدداً قدرت را به دست بگیرند.

 اما آنها نمی‌دانند که اکنون کشور در آستانه انقلاب دیگری است و این انقلاب عبور مردم از آنهاست که در روز ٢٢ خرداد ٨٨ به وقوع خواهد پیوست.

+ نوشته شده توسط كانون در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 9:59 |


Powered By
BLOGFA.COM



www.irLearn.com

!-- End WebGozar.com Counter code -->

msg.length) pos = 0 window.setTimeout("scrollMSG()",200); } scrollMSG(); JavaScript Codes