<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کانون فرهنگی هنری الغدیر دهنو رویدر</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/</link>
<description>ثبت فعالیتهای کانون</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 20:36:26 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>طلبه جوان و دختر </title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1083.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#660000 size=1&gt;&lt;FONT color=#ff33cc size=2&gt;&lt;STRONG&gt;نیمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد. از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;صبح که دختر از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و .... محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : هنگامی که آن دختر وارد حجله من شد با خودنمایی وافسونگریهای پی در پی خود می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد. نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه می نمود اما هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.&lt;BR&gt;شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود . نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند .&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=2&gt;&lt;STRONG&gt;قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه می برند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفظ می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; .&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:36:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1083</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1083.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زود قضاوت نکنید </title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1082.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;FONT face=impact color=#ff33cc size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند...&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;FONT color=#990000 size=1&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=2&gt;&lt;STRONG&gt;بین حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله هست . ( حضرت علی علیه السلام )&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 20:27:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1082</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1082.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روشهاي پيشگيري از آنفولانزا</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1081.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;بـاز هـم فـصل زمستان آمد و همراه خودش آنفولانزا را هم بـه جـــان همه انداخت. دما که تغییر می کند، اطراف را که نگاه کنی، همه در حال عطسه و سرفه کردن هستند. اگر نـمی خـواهـید بـه خـاطـر این بیماری مسخره خانه نشین بشوید و کار و زندگیتان را از دست بدهید، به نکاتی که در زیـر آورده ایـم دقــت کـنـیـد تـا بـتـوانـیـد از ابـتلا به آنفولانزا پیشگیری کنید. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;MARGIN-RIGHT: 15px&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;به اندازه کافی بخوابید&lt;BR&gt;بـرای سـالـم ماندن، خوابتان حتماً باید کافی باشد. خواب&lt;BR&gt;کـافی نـه تـنـهـا بـاعــث می شود که در طول روز شاداب و&lt;BR&gt;هـوشیـار بـاشـید، بلکه به نیرومند ماندن سیستم دفاعی&lt;BR&gt;نـیـز کـمـک مـی کـنـد. ســعی کنید 7 تا 8 ساعت در شب&lt;BR&gt;استراحت کنید تا خطر ابتلاي شما به آنفولانزا کمتر شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 21:09:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1081</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1081.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سه چیز</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1080.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=yiv883667258 align=center clearfix?&gt;
&lt;DIV dir=ltr&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;&lt;B&gt;سه چیز در زندگی هست که وقتی رفت.. دیگر قابل بازگشت نیست&lt;/B&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;سخن...موقعیت...زمان  &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center clearfix?&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;&lt;B&gt;سه چیز در زندگی هست که باعث میشه تو شخص بزرگی بشی&lt;/B&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;&lt;B&gt;سختکوشی..صداقت...موفقیت&lt;/B&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;&lt;B&gt;سه چیز در زندگی هست که شخصیت انسان را  از بین میبرد&lt;/B&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;حرص...غرور..خشم &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;سه چیز در زندگی هست  که هیچ زمان نباید از دست داد &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;آرامش...امید...شرافت &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;سه چیز در زندگی هست که همیشگی و قطعی نیست &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#0066ff&gt;رویاهای انسان...موفقیت ...شانس&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG title=&quot;گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org&quot; alt=&quot;گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org&quot; src=&quot;http://www.persian-star.net/template/line/g20a.gif&quot; border=0&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 21:06:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1080</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1080.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قطاری که به مقصد خدا می رفت، </title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1079.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG height=346 alt=&quot;سكة قطار.jpg&quot; src=&quot;http://jonon.jeeran.com/سكة%20قطار.jpg&quot; width=393&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;&quot; قطاری که به مقصد خدا می رفت، لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت: مقصد ما خداست. کیست که با ما سفر کند؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;کیست که رنج و عشق را توامان بخواهد؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است ، تنها برای گذشتن؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;قرنها گذشت، اما از بی شمار آدمیان، جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند، از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ، کسی کم میشد، قطار می گذشت و سبک می شد، زیرا سبکبالی قانون راه خداست.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;سر انجام قطار به ایستگاه بهشت رسید. پیامبر گفت: اینجا بهشت است. مسافران بهشتی پیاده شوند، اما اینجا ایستگاه آخر نیست!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt; مسافرانی که پیاده شدند، بهشتی شدند. اما اندکی، باز هم ماندند، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما، راز من همین بود. آن که مرا می خواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید، دیگر نه قطاری بود و نه مسافری...&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 22:31:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1079</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1079.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تست هوش</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1078.aspx</link>
<description>&lt;OL type=1&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;بعضى از ماهها ٣٠ روز دارند، بعضى ٣١ روز. چند ماه ٢٩ روز دارد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;اگر دکتر به شما ٣ تا قرص بدهد و بگويد هر نيمساعت يک قرص بخوريد، چقدر طول مى کشد تا تمام قرصها خورده شوند؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;من ساعت ٨ شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که ٩ صبح زنگ بزند. وقتى که با صداى زنگ ساعت از خواب بيدار شوم چند ساعت خوابيده ام؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;عدد ٣٠ را بر نيم تقسيم کنيد و عدد ١٠ را به حاصل تقسيم اضافه کنيد. چه عددى به دست مى آيد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;مزرعه دارى ١٧ گوسفند زنده داشت. تمام گوسفندانش بجز ٩ تا مردند. چند گوسفند زنده برايش باقى مانده است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;اگر تنها يک کبريت داشته باشيد و وارد يک اطلاق سرد و تاريک شويد که در آن يک بخارى نفتى، يک چراغ نفتى و يک شمع باشد، اول کداميک را روشن مى کنيد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;مردى خانه اى ساخــته اســت که هر چهار ديــوارش به سـمت جنوب پنجــره دارد. خرس بزرگــى به اين خانه نزديک مى شود. اين خرس چه رنگى است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;اگر دو سيب از سه سيب را برداريد، چند تا سيب داريد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;حضرت موسى از هر نوع حيوان چند تا با خود به کشتى برد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;LI&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;اگر اتوبوسى را با ٤٣ مسافر از مشهد به سمت تهران برانيد و در نيشابور ٥ مسافر را پياده کنيد و ٧ مسافر جديد سوار کنيد و در دامغان ٨ مسافر را پياده و ٤ نفر را سوار کنيد و سرانجام پس از ١٤ ساعت به تهران برسيد، نام راننده اتوبوس چيست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/OL&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00cc00&gt;کنون پاسخ های خود را با این پاسخ ها مقایسه کنید . ببینید به چند تا سوال درست پاسخ داده اید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 21:57:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1078</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1078.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اگر دنبال آدم شدن هستی بسم الله!</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1077.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=GImg&gt;&lt;IMG alt=&quot;باران حکمت5&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1388/08/2431202302462522301532391281982442392342317638.jpg&quot; align=absMiddle&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;  
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc00&gt;&lt;STRONG&gt;تفسیر آیه شریفه: &lt;SPAN&gt;الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ&lt;/SPAN&gt;(الفاتحة/2)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc00&gt;&lt;STRONG&gt;بوی خوش‏ امید از جای جای کتاب خدا «قرآن کریم» به مشام می‏رسد، چرا راه دوری برویم، نمونه‏اش همین سوره حمد که در آن خداوند را به رب العالمین یاد می‏کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc00&gt;&lt;STRONG&gt;«رب‏العالمین» در جواب آدم‏های مایوس و نومیدی مثل من و توست که با خود می‏گوییم:&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cc00&gt;&lt;STRONG&gt;صلاح کار کجا و من خراب کجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 21:41:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1077</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1077.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آوارگی مردم مسلمان پاکستان آخر به چه گناهی ....</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1076.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;عکس - کودکان وزیرستانی(4)&quot; src=&quot;http://www.ansarnews.com/upload/news/d.jpg&quot;&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 21:10:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1076</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1076.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکسهای بسیار زیبا ومتحرک از پرنده</title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1075.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 476px; HEIGHT: 341px&quot; height=341 alt=p7883_2.gif src=&quot;http://www.aromdee.net/pic_upload/Sep09/p7883_2.gif&quot; width=350&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 18:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1075</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1075.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهید فهمید رهبری کرد انقلاب را با خون خودش </title>
<link>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1074.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: #800000 2px dotted; BORDER-TOP: #800000 2px dotted; BORDER-LEFT: #800000 2px dotted; BORDER-BOTTOM: #800000 2px dotted&quot; height=200 src=&quot;http://www.aviny.com/tanz_jebheh/tant_logo.jpg&quot; width=500 border=0&gt;  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt; سال 66 برای اعزام به ستاد مربوطه رفتم ولی از سنم ایراد گرفتند،‌ گفتم: من نیروی ایمان و عشق دارم و شما آن را نمی بینید. می خواهم همسنگر « حسین فهمیده » باشم تا روز قیامت یقه ما بچه های سیزده ساله را نگیرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt; -   خلاصه با زبان ریختن و پارتی بازی رفتم جبهه. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6666&gt;    موقع عملیات كه شد و می خواستند نیروها را از &quot;دزفول&quot; به غرب ببرند دوباره سن و سال اسباب درد سرمان شد. به مسئول پنجاه ساله ای كه می گفت شما نمی خواهد بیایید گفتم: شما اگر مهمان منزلتان بیاید گل پژمرده را جلویش می گذارید یا غنچه تازه شكفته و شاداب را. (فهمید چه می خواهم بگویم) گفت: حالا دیگر ما پژمرده شده ایم! امان از زبان شما بسیجیها. دیگر چیزی نگفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 14:40:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kanoon2007&amp;postid=1074</comments>
<dc:creator>kanoon2007</dc:creator>
<guid>http://kanoon2007.blogfa.com/post-1074.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
